178گلدار روندۀ جديد هم به خالد سفارش داده بودم كه بياورد. در موقع كاشت اين درختچههاى رونده گفت شما كه تا هفتۀ ديگر مىرويد، اين زحمت را براى كه مىكشيد. پاسخ دادم مگر آدمى همه كارهايش بايد براى خودش باشد. به يقين كسانى بعد از ما از اين گل و گياه، آن هم در رياض استفاده خواهند كرد، فوراً بر زمين افتاد و زمين را سجده كرد كه منظور او از اين سجدۀ شكر، تشكر از كار من بود و مىگفت خدا را شكر كردم كه از اين آدمها هم پيدا مىشود.
- كار ساختمان اداره و سازمان (. D. S. A) خوب پيش مىرفت و از هر نظر آماده شد به تعدادى ميز روشن براى ترسيم شيارى ( gnibircS ) نقشهها نياز داشتيم. جعبههاى خالى شدۀ دستگاههاى بزرگ در محوّطه نظرم را جلب كرد. دربارۀ يك كارگر ساختمان مركزى وزارتخانه كه عرب بود ولى سعودى نبود شنيده بودم كه نجّارى مىداند، او را خواستم، نقشۀ ميزها، جاى شيشه و لامپهاى فلورسنت را به او دادم، اوّلين نمونه را كه ساخت يكى دو نفر از مديران عالىرتبۀ وزارتخانه به من تبريك گفتند كه شما اوّلين ميز ساخت سعودى را هم عرضه كرديد و بقيه ميزها را هم ساختيم.
- كتابخانه: از كارهاى ديگر تأسيس يك كتابخانه فنّى بود كه با استفاده از تعدادى كوپن كتاب يونسكو و مكاتبه با مجلاّت فنّى و ناشران جهانى و تشويق تحصيلكردههاى فنّى ساير بخشها و وزارت نفت به خريد و اهداى كتاب، كتابخانۀ خوبى در سالن نزديك اتاق خودم شكل گرفت كه با ميز بزرگ مطالعۀ وسط آن، اغلب اوقات محلّ تجمع و جلسات معاونين و مديران كل وزارتخانه و آنان كه از ظهران و جدّه به رياض مىآمدند شده بود و گاه و بيگاه هم صداى قهقهۀ خندۀ آنها به بيرون از سالن كتابخانه مىآمد، كه البته بعد مىآمدند و عذر خواهى هم مىكردند كه ما چند دقيقه «المؤتمر لِلَّنَنْسِنْسْ» داشتيم (دو كلمۀ مخلوط انگليسى و عربى) و منظورشان لطيفههاى خندهدار بود.
- دعاى حجّ تمتّع كه دقيقاً دو سال قبل آرزوى آن را كرده بودم، برآورده شد.
هنوز دو سه ماهى از اقامت در رياض نگذشته بود كه همۀ كاركنان وزارتخانه؛ از جمله كاركنان سازمان جديدالتأسيس ما به مرخصى مخصوص دورۀ حج رفتند تا در كارهاى تداركاتى در مكه و مدينه به خصوص عرفات و منا و برپايى چادرها و ساير امور خدمت