176- گاه و بيگاه كه تجمّعى از كارشناسان خارجى مقيم رياض، چه در محلّ دفتر نمايندگى سازمان ملل يا جاى ديگر، تشكيل مىشد و هر كدام كارشناسى كشاورزى، صنايع و. . . بودند همگى از من اين سؤال را مىكردند كه شما چه ترفند و سياستى به خرج دادهايد كه به اين زودى ابزار و دستگاههايى كه مىخواستيد سفارش، وارد و نصب شده است. در حالى كه ما براى يك وسيلۀ كوچك مدّتها نامهنگارى مىكنيم. اعتبار اين موفقيّت را اوّل به عنايت پروردگار و سپس به لطف و اعتماد دوستان و همكاران سعودىِ خود مىدانم و معاون وزارت خانه نفت «هشام ناظر) كه به اسم ايشان قبلاً اشاره شد و همكاران سعودى، ايشان را استاذ هشام مىناميدند، نقش مثبتى در امور مربوط به سازمان جديدالتأسيس ما داشت. زحمات شبانه روزى خودم نيز بىاثر نبود و جلب اعتماد مىكرد. در ضمن كار بعد از ساعت ادارى را براى كاركنان فنّى خود متداول كرديم كه اضافهكار هم بگيرند و به تدريج شيفت دوگانه هم گذاشتيم.
- هم براى تبليغ رشتههاى مرتبط با نقشهبردارى هوايى و هم جذب نيروى انسانى، چون فرودگاه رياض يك فرودگاه داخلى بود، از يك نفر از كاركنان وزارت نفت در شعبۀ جدّه خواسته شد با مسافران ورودىِ جوان كه تحصيلات فنى خارج كشور دارند، در همان فرودگاه مصاحبه و آنان را براى ورود به رشتههاى نقشهبردارى هوايى ترغيب كند كه اين برنامه دو - سه هفته بود و بىتأثير هم نبود.
- ايرانيان مقيم عربستان:
در تمامى عربستان غير از رياض دو - سه گروه مشخص بودند؛ اول در شرق و سواحل خليج فارس و كسبۀ شهر «الخُبَر» در نزديكى «دمّام» و «ظَهران» كه در آن زمان جمعيّت قابل توجهى بودند، امّا چون جنسيّه (تابعيّت) سعودى نداشتند، بهتدريج به حداقل رسيدند. شغل آنها بيشتر مغازهدارى و فروش اشياء و كاردستى ايرانى به خارجيان و آمريكاييان شركتِ آرامكو بود. در غرب و منطقۀ حجاز (جده - مكه - مدينه) چون همۀ سفارتخانهها در جده بودند، سفير و اعضا و كاركنان سفارت و چند خانوادۀ ايرانىالاصل همانند اصفهانىها و لواسانىها و. . . كه هر كدام در رشتهاى اشتغال داشتند، مقيم جده بودند.
امّا وزارت خارجۀ سعودى هم در جدّه بود، تعداد خارجيان مقيم رياض بسيار