97مُقرّح قلب است. صاحبان غيرت و اربابان نفوذ و همّت را فريضۀ ذمّه است كه فكرى به حال اين شيعيان بيچاره بكنند. 1وى اشاره مىكند كه «زوّار را به شتم و ضرب طرد مىنمايند و خود با كفش در داخل روضۀ مطهره تفرّج و تفرعن مىنمايند و استهزاى ايشان مىكنند. . . به علاوه آن كه هر نفرى يك مجيدى و نيم به عنوان مزوّرى و مطوّفى مىگيرند به هر تزويرى باشد» . 2برخورد آغايان حرم مدينه با شيعه نيز در دورههاى مختلف، به صورتهاى متفاوتى نقل شده است. حجاج ايرانى به دليل شيعه بودن و ايرانى بودن، در اقليت بودند و در برابر متعصبين مذهبى اين شهر نياز به حمايت داشتند.
در برابر آنچه گذشت، بروجردى در سال 1261 قمرى از خوشرفتارى آغايان مدينه سخن گفته مىنويسد:
آغايان خواجه مدينۀ طيبه، برخلاف مكه معظمه، مستغنى الطبع و بىآزارند. 3نويسندۀ ديگرى كه سال 1317 حج گزارده، بر رعايت اصول مورد نظر آغايان در وقت حضور زائران در مسجد تأكيد كرده و مىنويسد:
با مردم ايرانى و حاج عجم هم بىجهت از طرف آنها بىاحترامى و ايذا و اذيت نمىشود، مگر از جانب خودشان، سوء ادب و بىپروايى و دنائت و گدايى در ورود و خروج شود و الاّ اگر از روى ادب و لباس پاكيزه و قانون تقيه وارد روضه منوّره شوند، و هنگام نماز جماعت جلوى نماز حضرات راه نروند و اقتدا كنند و مهر نماز موقوف دارند وبه آغايان خواجه و بعض مزوّرين كه مقابل ضريح مبارك نبوى و ضريح مقدس صديقۀ طاهره صلواتاللّٰه عليها ايستادهاند، مختصر بذلى اگرچه يك قران دو قران باشد بشود، خيلى خيلى محترم خواهند بود. 4البته اين موارد، براى كسانى است كه پولى در بساط داشته باشند و با افراد متعصب هم برخورد نكنند، و الا قاعده آن بود كه با عجم تندخويى مىكردند.
دختر فرهاد ميرزا با شرحى از اين كه عربها نجاست و پاكى حاليشان نيست و همانجا كه بول مىكنند «فورا وضو بجاى مىآورند» مىنويسد: «با اين پاهاى كثيف در حرم رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله داخل مىشوند و عجم بيچاره را از حرم مىرانند.» 5البته عجمها نيز گاه بىتقصير