98هنگام شركت ريسندگى و بافندگى «المحلة الكبرى» و پس از آن شركت «مصر حلوان» عمليات آماده سازى پشم و رنگرزى و ريسيدن پارچههاى مرغوب جامه را به وسيلۀ دستگاه هاى ميكانيكىِ پيشرفته و نوين، آنهم با دقت و سرعت انجام مىدادند و پارچۀ مورد نياز جامۀ كعبه را مهيا مىساختند. آنچه كه در اين ميان گفتنى است اينكه در فاصلۀ توقف ارسال جامۀ كعبه به مدت ده سال (1344 - 1355 ه.) دولت مصر بخشى را جهت آموزش و تعليم هنر آرايش و زربفت بوجود آورد كه در نتيجه آن، هنرمندان زبردست و ماهر فراوانى تعليم ديدند.
در سال 1347 ه. / 1928 م. كارگران شاغل در اين كارگاه به 59 نفر مىرسيد كه اضافه بر آن سه ناظر و نيز شخصى بعنوان بستهبند و رييسى بر تمامى افراد يادشده كه بدان «استاد باشى» مىگفتند، وجود داشت. اين شخص در سال 1390 ه. / 1968م. پس از گذراندن عمرى بيش از نود سال درگذشت. نامبرده در سال 1388ه. 1368م. همانند يك جوان مشغول به كار بود و اين وضعيت را تا اواخر زندگى خود ادامه داد. اين كارگاه آنگاه كه فعاليت خود را تنها در بخش آرايش و زربفت جامه ادامه داد، كمكم از تعداد كارگرانش كاسته شد؛ به طورى كه در سال 1381 ه. / 1962 م. 1جامهبافى كعبه متوقف گرديد. از اين پس بود كه تعداد هنرمندان يادشده به شكل محسوسى رو به كاهش گذارد و اين هنر زيبا (آرايش و زينت به وسيلۀ تارهاى نقرهاى مطلّا) رو به سستى گذاشت تا آنجا كه هماكنون در اين كارگاه تنها شش نفر باقى ماندۀ نسل هنرمندان زبردست گذشته مشغول به كار هستند و متأسفانه هماكنون اين هنر رو به انقراض و فراموشى گام برمى دارد.
هماكنون افراد يادشده تنها به ساختن و تهيۀ پردههاى گوناگونى ويژۀ مرقد اوليا و بزرگان و نيز ساختن برخى تابلوهاى اسلامى فعاليت مىنمايند.
نظام كار در كارگاه جامهبافى
كارگران فنى شاغل در كارگاه جامهبافى، هيچگاه بهصورت ثابت و دائمى در اين كارگاه به كار خويش ادامه نمىدادند بلكه اين گروه همواره تابع وزارتخانهاى بودند كه كارگاه زير نظر آن به انجام وظيفه مشغول بود. بنابراين، كارگران تابع قراردادى بودند كه