72واقعاست اخذ مىكنند ونه از خود قبر. 1به طورى كه ملاحظه كرديد، حمل تربت حمزه و استشفا به آن، از قرنهاى اوّل در ميان مسلمانان معمول بوده است؛ به طورى كه علماى قرنهاى ششم و هفتم عمل آنها را به عنوان سيرۀ مسلمانان صدر اسلام ملاك و دليل فتواى خويش قرار دادهاند.
در قرنهاى اخير
و اين بينش مسلمانان نسبت به خاك حمزه عليه السلام و تبرّك جستن به آن، تا تسلّط سعودىها و روى كار آمدن وهابى ها ادامه داشته است؛ زيرا دونالدسون جهانگرد غربى كه چند سال قبل از تخريب آثار مدينه از اين شهر ديدار كرده، مشاهدات خود را در كتاب خود به نام «عقيدۀ شيعه» آورده و ضمن گزارش از اُحد و حرم حضرت حمزه، مىنويسد: «در پيرامون قبور شهدا، خاك سرخ رنگى وجود دارد كه به حمزه عليه السلام نسبت داده مىشود و مردم با آن تبرّك مىجويند.» 2سخن بورخات
بورخارت كه در سال 1915 ميلادى و در آستانۀ تسلّط سعودى ها بر حجاز در زىّ يك مسلمان در موسم حجّ شركت نموده و مطالب فراوانى از مشاهدات خود و گاهى تحليل هاى نادرستى را در سفرنامهاش منعكس ساخته است، به اين مراسم اشاه مىكند و مىنويسد: «رسم اهالى مدينه اين است كه هر سال يك بار از شهر خارج و سه روز متوالى در دامنۀ كوه احد اجتماع مىكنند و در اين مدّت به سياحت و شادمانى مىپردازند.» 3همانگونه كه پيشتر ملاحظه كرديد، هدف از اين اجتماع در ماه رجب، عبادت و زيارت بوده نه جشن و سياحت كه بورخارت اين جهانگرد غربى با برداشت و بينش خود مطرح نموده است.
چادرهايىكه در اين مراسم برافراشته مىشد
لبيب بتنونى مصرى نيز كه پيش از تخريب آثار مدينه به حجّ مشرّف شده، در سفرنامهاش عكسى از حرم حضرت حمزه ارائه مىكند كه در اطراف آن چادرهاى زيادى برافراشته شده و در زير آن عكس، اين جمله را مىنويسد: