68قرن دهم، همان بوده كه ابن نجار در اواسط قرن هفتم از كيفيت و اتقان و از درِ آهنى و از ديواركشى اطراف آن سخن گفته است. 1سمهودى بقيۀ كلام ابننجار را در مورد ضريح حضرت حمزه نقلمىكند كه: داراى ضريحى از چوب ساج همانند ضريح جناب ابراهيم و جناب عباس و حضرت حسن مجتبى عليه السلام مىباشد. سپس مىگويد: ولى امروز بر خلاف سه قبر ياد شدۀ اخير در قبر حمزه، ضريح چوبىكه ابننجار ازآن يادنمودهاست وجود ندارد، بلكه ضريح و قبر او از گچ و آجر است و شايد اين ضريح با مرور زمان و با از بين رفتن آن ضريح چوبى ساخته شده است.
سمهودى در آخر گفتارش، انتساب اين بنا را به مادر خليفۀ عباسى مورد تأكيد قرار مىدهد و مىگويد: تاريخ اين بنا كه سال 590 مىباشد، در ديوار آن، در يك لوح با خط كوفى گچ كارى تا امروز باقى است. 2حرم حضرت حمزه در قرن سيزدهم و هشتاد و نه سال قبل از تخريب
مرحوم سيد اسماعيل مرندى كه در سال هزار و دويست و پنجاه و پنج و سه قرن و نيم پس از سمهودى به مدينه و به زيارت قبر حضرت حمزه مشرّف شده است، مىگويد: «قبر حضرت حمزه، عمّ رسول خدا صلى الله عليه و آله در آنجا (احد) است. قبّه و صحن دارد. يك صندوق چوبى دارد.
بالاى قبر مطهّر پرده انداختهاند. . .» 3از اين مطالب روشن مىشود كه در فاصلۀ سه قرن و نيم، تغييرات نه چندان اساسى در حرم حضرت حمزه به وجود آمده كه از جملۀ آنها نصب مجدّد ضريح چوبى به جاى ضريح آجرى مىباشد.
حرم حضرت حمزه در سال 1325
از توصيف ابراهيم رفعت مصرى، 4كه در تاريخ پيشگفته و نوزده سال پيش از تخريب حرم حضرت حمزه را زيارت كرده است، معلوم مىشود كه اصل بنا و ساختمان حرم آن بزرگوار همان بوده است كه پيشينيان در قرنهاى گذشته آن را تعريف و توصيف نمودهاند و همان ساختمان كه در قرن ششم بنا گرديده بود.
ولى در عين حال از سخن او به دست مىآيد كه در زمان وى بعضى توسعهها در اطراف حرم و بعضى تزيينات در داخل آن وجود داشته است