120روتشيتن عنوان مىكند كه وضايع نمىبايست اشاره به گروههاى خاص باشد. او چنين استنباط مىكند كه وضايع احتمالاً اشاره به گروههايى بود كه در پادگانها مستقر بودند، خصوصاً در پادگانهاى مرزى. طبق نظر روتشتين دوسرو شهباء احتمالاً اشارهاى به گروههاى مستقر در پادگانهاى حيره است. تعريف ارائه شده از وضايع از سوى احمد بن عبيد متفاوت است. ابن عبيد مىگويد كه وضايع گروههايى هستند كه با پادشاه زندگى مىكند، يكصد نفر از هر قبيله و قومى كمتر يا بيشتر.
تعريف ديگر ارائه شده در همان منبع اين است كه:42 وضايع نيروهايى هستند منتصب پادشاه. طبق اين تعريف naveB وضايع را در لغت نامه و مفرداتش اين گونه ترجمه كرده است: .
Levies troops, raised by theLakhmid king 43.
با اين وجود ابن اثير آنها را شبه رؤسا معرفى مىكند.44 عقيدۀ متفق القول دربارۀ رهائن اين است كه آنها گروگانهايى از قبايل بودهاند. روايت مفصل دربارۀ گروههاى حيرى را ابوالبقاء نقل كرده است.45 او مىنويسد: امراء القيس البدن كسى بود كه به تقليد از تقسيمات سپاه كسرىٰ گروههاى تحت فرمان خود را تقسيم بندى كرد و بر هر كدام نامى نهاد كه تا پايان پادشاهى حيره بر جا ماند. مردمانى كه به واسطۀ روابط خويشى با پادشاه ارتباط مىيافتند، اهل الردفاده ناميده شده بودند. آنها رهبران گروههايى بودند كه در پيشاپيش گروههاى ديگر در نبردها و حملات حركت مىكردند.46 فرماندهان هر يك از تقسيمات اين گروه ارداف ناميده مىشد.47 بخش خاص ارتش حيره از ميان آل لخم گردآورى مىشد و اين گروه به جمرات يا جمار مشهور بود. از سربازان اين گروه اريش بن جزيله از لخم را ياد كردهاند.48 در روايت ديگر ادعا شده است كه اين گروه از كسانى تشكيل شده بود كه از لخم و ديگر گروهها گرد آمده بودند. و از ديگر گروهها بنو سلسله از جعفى، بنو معاويه از كلب49 و گروههايى از بنو سلامان بن ثعل (از طى)50 را برشمردهاند.
بر طبق نوشتۀ ابوالبقاء صنايع گروهى از سركشان قبايل مختلف بودند.
اينان رانده شدگانى از قبيلۀشان به دليل ارتكاب تقل يا انجام جرايم بودهاند. آنها