80شيعه در مدينه هست؛ همان گونه كه اندكى شيعه در مكه وجود دارد.
نبردى ميان شيعيان مدينه و دولت عثمانى رخ داد كه معروف است. اين حادثه زمانى رخ داد كه شمار زيادى شيعۀ - بنوعلى از طايفۀ حرب - كه در منطقۀ عوالى - يك روستا و يك منطقه - زندگى مىكردند، از طرف تركها متهم شدند كه به دزدان و راهزنان پناه مىدهند. به همين دليل، تركها تصميم گرفتند در عوالى بارو و حصار و قلعه بنا كنند، اما مردم كه اين تصميم را در جهت نابودى خود مىدانستند، در اين باره مقاومت كردند. به دنبال آن، سپاه عثمانى با شمار زيادى نيرو به آنان يورش برد؛ در برابر، ديگر طوايفِ حرب نيز به دفاع از بنوعلى پرداختند.
زمانى كه سپاه ترك به آنان حمله كرد، آنان با قدرت و شجاعت پايدارى كردند.
به دنبال اين حادثه، سپاه ترك شكست خورده به مدينه بازگشت؛ اما بنوعلى به محاصرۀ آنان پرداختند و تا براى دو ماه آنان را در محاصره داشتند. به همين دليل اين واقعه، به «واقعة الشهرين» معروف شد. طى اين محاصره، شمار زيادى از سپاهيان ترك كشته شدند، در حالى كه هيچ ضررى به مردم عوالى وارد نشد؛ چنان كه گفته مىشود: به غير از يك سگ و بز كسى كشته نشد. آغاز اين حادثه در سوم شعبان سال 1329 بوده و يكى از شعرا، اين حادثه را كه به پيروزى شيعه و شكست عثمانى منتهى شد، به زبان شعر بيان كرده است. به دنبال اين حادثه، موقعيت شيعيان مستضعف مدينه، بالا رفت.» 1نكات كلّى آنچه را كه مظفر آورده و نيز برخى از جزئيات را، مىتوان در برخى از منابع ديگر سنيان و شيعيان و نيز نوشتههاى مؤلفان غربى، يافت. 2در متن حاضر، خاطرات سيد محسن امين از سه سفرش به مدينه، بسيار قابل توجه است. او احساس و دريافتهاى خود را طى دو سفرى كه در زمان امارت شريف حسين بن على در مكه (بين سالهاى 1908 تا 1916) داشته، بيان مىكند. وى از شخصى با نام شيخ محمد على الهاجوج كه عالم شيعى در منطقۀ عوالى بوده، ياد مىكند و مىگويد: او سالها در نجف تحصيل كرده است. 3پدر اين شيخ، كه پيرمردى بوده، براى سيد محسن امين داستانى نقل كرده كه چنين است:
در يكى از سالها، گروهى از مغربىها و بخارىهاى مقيم مدينه، سعيد پاشا، حاكم عثمانى مدينه را متقاعد كردند تا حملهاى