188كلمه تحقق نمىپذيرد، كه حتى تقريب هم جامۀ عمل نمىپوشد.
دشمنان قسمخوردۀ اسلام همواره چنين وانمود كردهاند كه قرآنِ شيعه، غير از قرآن سنى است و حديث هريك غير از حديث ديگرى است! اگر اين برچسبهاى باطل برطرف شود، آرزوىِ بزرگ مصلحان، كه همان تقريب است، محقق مىشود.
مايۀ مسرّت است كه عالمان شيعه، بهخوبى از عقايد اهل سنت آگاه بودهاند و كتابخانههاى آنان پر از كتابهاى اهل سنت است. و علماى ما، هم از مكتبهاى كلامى اهل سنت آگاهى كامل دارند و هم از مذاهب فقهى آنها. تا آنجا كه اين دو علم، در حوزههاى شيعه به صورت مقارن تدريس مىشود.
حتى بسيارى مىدانند كه خود من مسائل فقهى را، بدون مراجعه به خلاف شيخ طوسى (385 - 460) و مغنى ابن قدامه (ت620) مطرح نمىكنم و تا از نظريات و آراى آنها آگاه نگردم، در مسأله تصميم نمىگيرم.
در مورد مسائل كلامى نيز همين روش را ادامه داده و كتابى با نام «بحوث فيالملل والنحل» در هشت جلد منتشر كردهام كه در آن، عقايد فرقههاى اسلامى را از منابع دست اول آنها استخراج نموده و از اين طريق، به تقريب يارى داده و مشتركات فِرَق اسلامى را با ويژگىهاى آنان بيان كردهام.
در گذشته، رابطۀ علمى ميان دوگروه، بسيار محكم و استوار بود. در بغداد گروه بسيارى از طوايف اسلامى پاى منبر شيخ مفيد (336 - 413) ، سيد مرتضى (355 - 436) و شيخ طوسى (385 - 460) گِرد مىآمدند و به تضارب آرا و تبادل انديشه مىپرداختند ولى در اين پنج قرن اخير، اين رابطه ضعيفتر و آگاهى از عقايد شيعه كمرنگتر شده است.
در سال 1319 ه. ق. كه سفرى به كشور اردنِ هاشمى داشتم، در دانشگاههاى مختلف آن كشور دربارۀ تقريب و معرفى مواضع مشترك شيعه و سنى به سخنرانى پرداختم. وقتى از كتابخانۀ بزرگ و با اهميت يكى از دانشگاهها ديدن مىكردم، در مقابل رايانه (كامپيوتر) كه نام كتابهاى كتابخانه در آن ثبت شده بود قرار گرفتم و از مسؤولان آن خواستم كه اسامى برخى از كتب شيعه را بياورند، ليكن پاسخ همۀ آنان منفى بود و تعداد كتبِ شيعه بسيار ناچيز مىنمود، در حالىكه كتابهاى خارجى، به زبانهاى بيگانه، فراوان به چشم مىخورد! يكى از اساتيد آنجا پرسيد: در مؤسسۀ شما چه مقدار از كتب اهل سنت موجود است؟