187
ديدگاههاى شيعه در مسائل مربوط به تقريب
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّٰهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنْ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّٰهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ. 1
براى من مايۀ خوشبختى است كه در اين مجمع بزرگ علمى و روحانى سخن بگويم.
موضوع سخن از آيه معلوم و روشنشد كه دربارۀ «تقريب مسلمانان و طوايف اسلامى» است؛ موضوعى كه مصلحان بزرگ، در قرن گذشته، دربارۀ آن گامهايى برداشته و تلاشهايى كردهاند.
يكى از راههاى دستيابى به تقريب، آگاهى مسلمانان از عقايد يكديگر است؛ زيرا مسلمانان در بسيارى از اصول، وحدت نظريه دارند و در بخشى از مسائل - كه بيشتر كلامى و فقهى است - داراى نقطهنظرهاى مختلفى هستند.
اگر طوايف اسلامى، از وجود مشتركات - كه مايۀ وحدت آنها است - آگاه شوند، گامهايشان بهسوى تقريب استوارتر شده و كمكم به وحدت نايل مىشوند و به اين نتيجه مىرسند كه مسائل اختلافى، مربوط به جوهر اسلام نيست، بلكه از مسائل درجۀ دوم يا سوم است. بديهى است كه اگر به اين حد از آگاهى برسند، همگان در صف واحدى قرار مىگيرند و از منافع يكديگر دفاع مىكنند. و نيز روشن است كه تا همديگر را نشناسند، نهتنها توحيد