96از امارت حج سخن گفته شده است.
ماوردى و ابويعلى در «الاحكام السلطانيه» 1ولايت در امر حج را در دو زمينه دانستهاند:
1- ولايت بر حركت دادن حجاج كه نوعى ولايت سياسى و زعامت تدبير است.
2- ولايت بر اقامۀ حج.
مرور اجمالى بر اين بحث، كه شايد تنها اثرى باشد كه دراين باره به تفصيل بحث كرده، خالى از فايده نيست. در نوع اول از ولايت، شرايطى چون مطاع بودن، صاحب نظر بودن، شجاعت داشتن و هيبت و هدايتگرى در اميرالحاج معتبر شمرده شده است. آنگاه چند مورد را بهعنوان حقوق والى حج بر حجاج برشمرده، كه به بعضى از آنها اشاره مىشود:
1- جمع كردن مردم در مسير حج و حركتدادن آنها براى جلوگيرى از تفرّق و پراكندگى.
2- مرتب كردن آنها در مسير حج و منزل دادن به آنان در مسير راه؛ بهطورى كه هر گروهى رييسى داشته باشند.
3- مدارا با حجاج براى مراعات حال ضعفا.
4- مراقبت از ايشان، از شرّ اشرار و راهزنان.
5- ايجاد صلح بين كسانى كه با يكديگر نزاع و اختلاف پيدا مىكنند و قضاوت بين آنان درصورت مراجعه به وى، ولى اگر نزاعى بين يكى از حجاج و اهالى يكى از شهرها درميان راه رخ داد، قاضى آن شهر، شايستۀ رسيدگى و قضاوت است نه اميرالحاج.
6- تأديب و تعزير مجرمان و جارى كردن حدّ درصورتى كه براى اجراى حدود مأذون باشد.
7- رعايت وسعت وقت براى حجاج به منظور انجام اعمال و مناسك حج در موعد مقرر و با آرامش.
سپس فروعى را نيز در اين زمينه مطرح كرده است.
در قسم دوّم از ولايت، والىِ حج را همچون امام جماعت شمردهاند كه پيروى از او در اعمال و مناسك لازم است البته نه به معناى تكليف لزومى؛ زيرا در امامت جماعت ميان نماز امام و مأموم پيوستگى وجود دارد ولى در حج چنين نيست، از اينرو سبقت جستن بر