85وجوبى باشد، بعيد مىنمايد.
عبارت «مبسوط» نيز شبيه عبارت «نهايه» است. مىفرمايد:
«و يستحب اذا أراد الخروج الى منىٰ أن لا يخرج من مكّة حتى يصلّي الظهر يوم التروية بها فاذا صَلّى الظهر يوم التروية بمكة خرج متوجّهاً الى منىٰ، و على الامام أن يخرج من مكّة قبل الظهر حتى يصلّى الظهر والعصر معاً في هذا اليوم بمنىٰ و يقيم بها الى طلوع الشمس من يوم عرفة» . 1
شاهد ديگرى كه مىتوان بر عدم دلالت عبارات فوق بر «وجوب اقامه نماز ظهر در منا بر اميرالحاج» ذكر كرد، اينكه برخى از فقهاى عصر اخير كه برخلاف شهرت بين اصحاب كه اقامه نماز ظهر در منا را بر اميرالحاج مستحب مىدانند، آن را واجب شمرده و علىالقاعده بايد فقهاى قائل بر وجوب را نيز معرفى كند، تنها به عبارت «شيخ طوسى در تهذيب اشاره دارد و از دو كتاب نهايه و مبسوط سخنى به ميان نمىآورد. 2البته عبارت «تهذيب» بر «عدم جواز اقامۀ ظهر در غير منا بر اميرالحاج» دلالت دارد، مىفرمايد:
«فامّا الامام فانه لايجوز له أن يصلّى الظهر يوم التروية الاّ بمنى و كذلك صلوة الغداة يوم عرفة و يقيم الى بعد طلوع شمس ثمّ يغلوا الى عرفات» . 3نكتهاى كه «وجوب اقامه نماز در منا بر اميرالحاج» را در اين عبارت تضعيف مىكند، عطف «نماز صبح روز عرفه» و «ماندن تا بعد از طلوع خورشيد» بر «لايجوز له أن يصلّى الظهر يوم التروية الّا بمنىٰ» است، با آنكه فقها آن را واجب نشمرده و روايتى هم ظاهر در اين معنا نيست، در حالى كه روايات متعددى بر لزوم اقامۀ نماز ظهر در منا وجود دارد كه از سوى برخى مورد استدلال قرار گرفته است. اگر شيخ طوسى نيز با استناد به روايات فوق، قائل به وجوب شده باشد، عطف دو مسألۀ ياد شده بر اين مطلب، درحالى كه دليلى ندارد، بعيد به نظر مىرسد، از اين رو ممكن است عطف اين دو مسأله كه مستحباند، شاهدى بر عدم دلالت «لايجوز. . . الّا بمنىٰ» بر وجوب باشد، بلكه همانطور كه علّامه احتمال داده، بر «شدت استحباب» دلالت كند، 4پس حمل كلام شيخ بر شدت استحباب برخلاف سخن بعضى از