42«اين كه لباس دوخته را از تن بيرون مىآورى؛ يعنى آن لباس گناه و عصيان را كه تاكنون تاروپود آن را بافتيد و دوختيد و در بر كرديد بيرون آوريد وگرنه چه فرقى است بين لباس دوخته و نادوخته؟ ! البته چنين نيست كه عبادت در لباس دوخته قبول نباشد، چون انسان در طول سال در لباس دوخته نماز مىخواند و عبادت مىكند؛ اما در حج قبول نيست، و اين براى آن است كه مىخواهند اسرار حج را به انسان تفهيم كنند كه او روزى را هم در پيش دارد كه بايد با لباس ندوخته وارد آن روز شود و آن روز مرگ است كه كفن در بر مىكند و در قيامت با همان كفن ظهور و حضور پيدا مىكند. . . امام سجاد عليه السلام به شبلى فرمود: معناى كندن لباس دوخته شده؛ يعنى خدايا! من ديگر لباس گناه در بر نمىكنم و از هر گناهى توبه كردم.» 1آرى، حاجى تا وقتى جامۀ رنگين دنيا بر تن دارد، پس هنوز مشغول است و هنگامى كه جامۀ رنگين از تن كند و جامۀ احرام پوشيد، ديگر هيچ ندارد و از تمام تعلقات مىرهد و چون خسى در ميقات در انبوه زائران گم مىشود؛ چون قطرهاى در اقيانوس.
3 - در معناى لبيك
«لبّيك أللّهمّ لبّيك، لبّيك لا شريك لك لبّيك، إنّ الحمد والنعمة لك والملك لا شريك لك لبيك»
حاجى از ميقات خارج مىشود در حالى كه لبّيكگو است، به عشق ديدار كعبه سر از پا نمىشناسد و به عشق ديدار پروردگار اشك شوق مىريزد. حضرت امام خمينى قدس سره مىفرمايند: «در لبّيك لبّيك «نه» بر همۀ بتها گوييد و فرياد «لا» بر همۀ طاغوتها و طاغوتچهها كشيد.» 2يعنى با هرچه ظلم و جور است ستيز كنيد و از هواى نفس و شيطان درون گرفته تا شياطين برون و بتهاى زمان.
راز گفتن لبيك در اين است كه اى خدا، از اين لحظه ملتزم مىشوم كه تنها در مسير طاعت تو گام بردارم و چيزى جز حق بر زبانم جارى نكنم و زبانم را بر معاصى حرام گردانم. زائر خدا در حج با خداى خويش پيمان و ميثاق مىبندد؛ و در اصل تمامى اعمال حج پيمانى است كه بين معبود و عبد بسته مىشود.
به فرمودۀ امام خمينى قدس سره:
«لبيكهاى مكرّر از كسانى حقيقت دارد كه نداى حق را به گوش جان شنيده و به