219نجات يافتم» و «تَبَرّأتُ أو أَبْرَأتُه مِنْ كذا و برِئْتُهُ» ؛ «از فلان عمل بيزارى جستم و يا فلانى را از آن عمل برىء ساختم» . و در مفرد گفته مىشود:
«رجل بَرىءٌ» و در جمع گفته مىشود:
«قومٌ بُرآءٌ» و يا «قوم بريئون» .
و خداوند متعال در قرآن مىفرمايد:
أَنَّ اللّهَ برىءٌ مِنْ المُشرِكينَ و رسولُهُ 1در ترجمههاى فارسى «برائت» به واژه «بيزارى» تعبير شده است و شايد اين واژه بهخاطر بُعد احساسى و عاطفى آن، براى بيان معنا و مفهوم اصل برائت رسا و كافى نباشد.
برائت به معناى دورى جستن و كنارهگيرى كردن و منزوى ساختنِ دشمن استوايندرزمان صلح، بهمنظور بازداشتن دشمن از سوء استفاده از روابط صلحآميز، برضد اسلام و امّت اسلامى، به شيوهاى مناسبوبا مقتضاى زمان، انجام مىگيرد. 2و بالأخره برائت از مشركين، تعبيرى است قرآنى به مفهوم بيزارى و اجتناب از مشركين و دشمنان مسلمانان و قطع پيوند با آنها. اين تعريف، توسعاً، به فعاليتهايى كه در بُعد سياسى حج به صورت اجتماعى انجام مىگيرد نيز اطلاق مىشود. 3برائت در اصطلاح
برائت به اين معنا، با معناى لغوى آن بىتناسب نيست و در واقع، مفهوم برائت، از بيزارى كه يك امر قلبى و عاطفى باشد، فراتر رفته و مستلزم كنارهگيرى، منزوى ساختن و طرد عمل مشركان و توطئهگران است و همانگونه كه مفسران گفتهاند: به معناى رفع امان و سلب مصونيت و عدم تعهد در برابر مشركان و حتى جنگ با آنان مىباشد، چه، آنان آغازگر توطئه بوده و نقض عهد كرده و مهلت و مدت پيمانشان بهپايان رسيده است. 4مفهوم برائت از نظر امام
برائت از نظر امام يعنى: توطئههاى جهانخواران راست و چپ، به ويژه آمريكاى چپاولگر و متجاوز و اسرائيل جنايتكار را به گوش جهانيان رساندن و يا با برشمارىِ جنايات اين جانيان، از جهانيان استمداد جستن و براى قطع ايادى آنان و اصلاح حال مسلمانان به خدا ملتجى شدن. 5پيشينۀ تاريخى برائت
الف) در امتهاى پيشين
بهگواهى قرآن، برائت از مشركان در امتهاى پيشين نيز بوده و پيامبران آن