205مىگويد:
«در ميان كشورهاى دنيا، به استثناى بعضى كشورها، كشورهاى اسلامى عقبماندهترين و منحطترين كشورها هستند، نهتنها درصنعت عقب هستند، در علم. . . ، در اخلاق، در انسانيّت و معنويّت [ هم ] عقب هستند. چرا؟ . . . بايد اعتراف كنيم كه حقيقت اسلام، به صورت اصلى، در مغز و روح ما موجود نيست، بلكه اين فكر، اغلب در مغزهاى ما بهصورت مسخ شده، موجود است. . . فكر دينى ما بايد اصلاح شود، تفكّر ما دربارۀ دين، غلط است. . . ما قبل از اينكه بخواهيم دربارۀ ديگران فكركنيم كه آنها مسلمان شوند، بايد دربارۀ خود فكر كنيم. ما اكنون بيش از هرچيزى نيازمنديم به يك رستاخيز دينى و اسلامى، به يك احياى تفكر دينى، به يك نهضت روشنگر اسلامى.» 1امام خمينى، در زمينۀ كجفهمىها و تبليغات سوئى كه به اسم اسلام، عليه اسلام و وحدت بين مسلمانان صورت مىگيرد، مىگويد:
«آنهايى كه مىخواهند اسلام را بشكنند، با اسم اسلام، اينها را گول مىزنند: اوراقى مىنويسند، متفرق مىكنند در همه جا كه چه [ وچه ] و مىخواهند تفرقه بيندازند.» 2«اصل اين مسأله كه شيعه و سنّى، شيعه، يكطرف و سنّى، يكطرف، اين از روى جهالت و از روى تبليغاتى كه اجانب كردهاند، پيش آمده است. چنانكه بين خود شيعه هم اشخاص مختلفى را با هم به مبارزه وامىدارند و بين خود برادرهاى سنّى هم يك طايفهاى را به طايفۀ ديگر، در مقابل هم قرار مىدهند.» 3«مع الأسف، ابعاد مختلف اين فريضۀ عظيم سرنوشتساز [ حج ] به واسطۀ انحرافهاى حكومتهاى جور، در كشورهاى اسلامى و آخوندهاى فرومايۀ دربارى و كجفهمىهاى بعضى از معمّمين و مقدّسنماها در تمام كشورهاى اسلامى، در پردۀ ابهام باقى مانده است. كجفهمانى كه حتّى با تشكيل حكومت اسلامى؛ مخالف و آن را از حكومت طاغوت بدتر مىدانند! كجفكرانى كه فريضۀ بزرگ حج را محدود به يك ظاهر بىمحتوا كرده و ذكر گرفتارىهاى مسلمانان و كشورهاى اسلامى را بر خلاف شرع و تا سرحدِّ كفر مىشمارند. وابستگان به حكومتهاى جابر انحرافى كه فرياد مظلومانى را كه از گوشه و كنار جهان در اين مركزِ فرياد، جمع گرديدهاند، زندقه و برخلاف اسلام وانمود مىكنند. بازىگرانى كه براى عقب نگاه داشتن مسلمانان و بازكردن راه براى غارتگران و سلطهجويان، اسلام را در كنج مساجد و معابد محصور نمودهاند و