203منش، در معتقدات مذهبى، در پرستشها و نيايشها، در آداب و سنن اجتماعى خوب، مىتواند از آنها ملّت واحد بسازد و قدرتى عظيم و هايل به وجود آورد كه قدرتهاى عظيم جهان، ناچار، در برابر آنها خضوع نمايند. خصوصاً اينكه در متن اسلام، بر اين اصل تأكيد شده است. مسلمانان، به نص صريح قرآن، برادر يكديگرند و حقوق و تكاليف خاصّ آنها را به يكديگر مربوط مىكند. . . .» 1موانع وحدت
زمينهها و موانع فراوانى در ايجاد تفرقه و جدايى ميان مذاهب و فرق مختلف اسلامى تأثير دارند كه در اين بخش، به مواردى از آن اشاره مىكنيم:
1 - قوم گرايى
تكيه بر قوميّت و مليّت و مرزبندىهاى نژادى و منطقهاى و تعصّب و افتخار ورزيدن نسبت به امورى از اين دست، يكى از موانع وحدت بهشمار مىرود.
فخر و مباهات نسبت به امور واهى و اعتبارى و مقطعى و منطقهاى؛ يعنى برترىجويىها و افتخارات متداول ميان برخى ملل و اقوام و خانوادهها - كه ملاك حق و باطل را تطابق خواست ديگران با تمايلات و خواستههاى خود يا عدم تطابق آن مىدانند - خروج از اعتقاد به توحيد و. . . است و بىاعتنايى به توحيد، يكى از موانع وحدت است.
امام زينالعابدين عليه السلام مىگويد:
«آن تعصّبى كه صاحبش گناهكار شمرده مىشود، اين است كه فردى، انسانهاى بدكردارِ وابستۀ خويش را، از افراد نيكوكارِ وابستۀ به قومى ديگر، بهتر و باارزشتر بشمارد. البته، دوست داشتن بستگان، از تعصّبهاى باطل نيست، بلكه يارى كردن بستگان، براى ستم به ديگران، از نوع تعصّب باطل است.» 2چنين تعصّبى، زمينهساز جدايى و خروج از محدودۀ ايمان و مؤمنان شمرده شده است.
امام صادق عليه السلام از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه گفت:
«كسى كه خودش، تعصّب بورزد يا ديگرى برايش تعصّب ورزد، حقيقتاً، گردنبندِ