182و بهطور كلى به منظور جلوگيرى از ضرر و زيان تشريع شده باشد، ضرر و خسارت را چگونه بايد تفسير كرد؟ و با چه مقياسى بايد سنجيد؟
برخى تعبيرات فقهى نشان مىدهد كه «مجوز مدارا با عامه» جلوگيرى از «ضرر شخصى» است، چرا كه اگر شخص مدارا و مماشات با آنها را رها كند و از معاشرت با ايشان دورى گزيند «متضرر» مىشود.
«ترك المداراة مع العامّة وهجرهم ينجرّ غالباً اِلى حصول المباينة الموجب لتضرّره منهم» . 1
و اگر در اين باره «توسعهاى» قائل شدهاند، با محور قرار دادن «خوف شخصى» آن را از «شخص تقيه كننده» به «هر شخص ديگرى» گسترش دادهاند و فراتر از آن را، با تعبير ترديد آميز «لا يبعد» ، بدان ملحق كردهاند. 2حضرت امام، هرچند «خوف ضرر» را فقط در «تقيه خوفيّه» پذيرفتهاند و اساساً تقيه مداراتى را دائر مدار خوف ضرر ندانستهاند، در عين حال، خوف ضرر را در شعاعى بسيار گستردهتر مورد توجه قرار داده و آن را در سه بخش مطرح ساختهاند:
الف) نگرانى از ضرر به «خود» (ضرر به جان، مال، يا آبرو) .
ب) نگرانى از ضرر به ديگر «شيعيان»
ج) نگرانى از آسيب رسيدن به حوزۀ «اسلام» در اثر بروز اختلاف بين «مسلمانان» .
تارة تكون التقية خوفاً واُخرى تكون مداراة.
و الخوف قد يكون لأجل توقّع الضرر علىٰ نفس المتقى أو عرضه أو ماله أو ما يتعلّق به.
و قد يكون لأجل توقّعه على غيره من اخواته المؤمنين.
و ثالثة لأجل توقّعه على حوزة الإسلام بأن يخاف شتات كلمة المسلمين بتركها و خاف وقوع ضرر على حوزة الاسلام لأجل تفريق كلمتهم. 3
با توجه به اين تفسير روشن و متين، تقيه را در «حفظ هويت مذهبى» نبايد محدود ساخت و از «مصلحت امت اسلامى» ، كه گاه با رعايت نكردن تقيه مورد تهديد قرار مىگيرد، نبايد غفلت ورزيد.
متأسفانه به اين نكته مهم و اساسى در