181تقسيم تقيّه به «خوفيّه» و «مداراتيه» چنان مشى كردهاند كه در مَقْسم - تقيه - چنين قيدى را ملحوظ نديدهاند؛ زيرا اين قيد را تنها مربوط به يك قسم تقيه - تقيه خوفيه - تلقى نمودهاند. در تقيۀ خوفى «ترس و واهمه» از «ضرر ديدن» جان يا مال و يا آسيب ديدن حوزۀ اسلام مطرح است، درحالىكه در تقيۀ مداراتى، «وحدت مسلمانان» مورد نظر است، بدون آنكه «نگرانى از ضرر» وجود داشته باشد:
«و المطلوب فيها - المداراة - نفس شمل الكلمة وجرّ مودة المخالفين من غير خوف ضرر» . 1
در حقيقت، فقهاى ديگر حتى در مشروعيت و جواز تقيّۀ مداراتى نيز وجود نوعى خطر و ضرر را لازم ديدهاند و بدون اين احساس خطر، مماشات با مخالفين را خارج از دايرۀ حقيقىِ تقيه شمردهاند. لذا شيخ انصارى بر اين عقيده است كه ملاك تقيۀ مداراتى آن است كه شخص در «معرض خطر» يا «ضرر» قرار مىگيرد و در اثر رعايت نكردن تقيه، به مرور، خساراتى از ناحيۀ مخالفان متوجه او خواهد شد. 2برخى ديگر نيز دربارۀ اين نوع تقيّه تصريح كردهاند كه «بدون ضرر بالفعل» بر ترك تقيه، مصداق تقيه تحقّق نمىيابد:
«التقيّة متقوّمة بخوف الضّرر الّذي ترتّب علىٰ تركها و مع العلم بعدم ترتّب الضرر على ترك التقية، لا يتحقّق موضوع التقيّة» . 3
و بر اين اساس، آنها، «مدارا با عامه» را از «اقسام تقيه» خارج دانستهاند. 4و اين سخن شگفتآور است. 5ولى بر اساس تحليل حضرت امام، جواز يا لزوم مدارا با عامه، بر «خوف ضرر» متوقّف نيست؛ چرا كه مصلحت كلى جامعۀ اسلامى، موجب تشريع اين نوع تقيه مىگردد هرچند كه شخص كاملاً در امان بوده و هيچگونه نگرانى از ترك تقيه، بر خود و ديگرى نداشته باشد:
«لا يتوقف جواز هذه التقيّة بل وجوبها على الخطر، بل الظاهر أنّ المصالح النوعيّة صارت سبباً لإيجاب التقيّة عن المخالفين فتجب ولو كان مأموناً وغير مخالف على نفسه وغيره» . 6
2 - گسترۀ ضرر
اگر تقيه دائر مدار «خوف ضرر» باشد