162
دسته سوم
روايات فراوانى دلالت مىكندكه در نماز جماعت اهل سنت نيز همچون نماز جماعت شيعيان برائت از مأموم ساقط است. صاحب وسائلالشيعه اين روايات را با عنوان باب «سقوط القراءة خلف مَنْ لا يقتدي به مع تعذّرها والاجتزاء بادراك الركوع مع شدّة التقية» آورده است.
از جملۀ اين روايات كه مورد استدلال حضرت امام نيز واقع شده، عبارت از روايت اسحاق بن عمار است كه مىگويد:
فى حديث قال قلت لابي عبداللّٰه عليه السلام إنّى أدخل المسجد فأدخل المسجد فأجد الإمام قد ركع و قد ركع القوم فلا يمكنني أن أؤذن وأقيم وأكبّر، فقال لي فإذا كان ذلك، فادخل معهم في الركعة واعتد بها فانّها من أفضل ركعاتك. . .» 1«به امام صادق عليه السلام عرض كردم: من وارد مسجد (اهل سنت) مىشوم و مىبينم كه امام جماعت همراه با مأمومين به ركوع رفتهاند. در اين هنگام برايم ممكن نيست كه اذان و اقامه و تكبير بگويم و نماز خودم را بخوانم.
حضرت فرمود: همراه با آنان به ركوع رفته، آن را يك ركعت به شمار آور؛ زيرا آن ركعت از بهترين ركعات نماز تو مىباشد.»
پر واضح است سقوط قرائت دلالت دارد بر اينكه تقيه مداراتى حجت و لازم است و موجب صحت عمل مىباشد. گفتنى است، سند روايت نيز بىاشكال است.
دسته چهارم
چندين روايت دلالت مىكند كه اگر كسى نمازش را فرادا بخواند و پس از آن در جماعت اهل سنت شركت كند، ثواب و فضيلت فراوان دارد. شيخ حرّ عاملى برخى از اين روايات را در بابى با عنوان «استحباب ايقاع الفريضة قبل المخالف أو بعده وحضورها مَعَه» گزارش كرده است؛ از جمله:
عن عبداللّٰه بن سنان عن ابيعبداللّٰه عليه السلام إنّه قال ما من عبد يصلّى في الوقت