159«ظهور روايت، در مقامِ تشويق انجام عمل برطبق نظريات آنها و خواندن نماز در مساجد ايشان است و بىشك خواندن نماز در مساجد آنها مستلزم ترك برخى از اجزاء و يا شرايط و يا انجام برخى از موانع است با اين وصف حضرت فرموده اين عمل بهترين عبادت است و اين عبادت دفع استبعاد و صحت عمل است.»
حضرت امام افزون بر اين روايت، به روايت سوم همين باب نيز تمسك جستهاند. جز حضرت امام، بسيارى از فقهاى ديگر نيز دلالتِ اين روايت را بر تقيه مداراتى، دست كم در مورد روايت؛ يعنى شركت در نمازهاى جماعت آنان پذيرفتهاند؛ از جمله حضرت آيةاللّٰه خويى با اينكه تقيۀ مداراتى را به عنوان يك قاعدۀ كلّى در تمام ابواب فقه مورد خدشه قرار داده، پس از گزارش اين روايت مىنويسد:
«از اين روايت استفاده مىشود حكمت تشريع تقيه در مورد شركت در نماز جماعت و مانند آن، مبتنى بر ترس از ضرر نيست بلكه حكمت مداراكردن با آنان و رعايت مصلحت نوعيّه و اتّحاد كلام مسلمانان است، بىآنكه ترك شركت در نماز جماعت ضررى را در پى داشته باشد؛ زيرا در آن روزگار ياران امام به «تشيّع» معروف بودند.
بنابر اين امر امام عليه السلام به شركت در نماز آنان، به جهت شناخته نشدن اصحاب نبوده بلكه براى مؤدب شدن به اخلاق نيكو بوده تا با اين رفتار، شيعه با اوصاف زيبا و دور از تعصب و عناد و لجاجت شناخته شوند و گفته شود خدا رحمت كند جعفر را كه اصحاب خوبى تربيت كرده است.» 1خلاصه اينكه، بر اساس مفاد اين دسته از روايات، ائمه عليهم السلام ما را ترغيب و تشويق كردهاند كه با اهل سنت ارتباط داشته باشيم و از راه هاى مختلف؛ از جمله شركت در نماز آنها، محبت آنان را به دست آوريم.
دسته دوم
روايات فراوانى دلالت دارد بر مطلوب بودن شركت در نماز جماعت اهل سنت؛ بهويژه اينكه در صف اوّل ايستادن مورد تأكيد قرار گرفته است. صاحب وسائل بابى را با عنوان «استحباب حضور الجماعة خلف من لا يقتدى به التقية و القيام فى الصف الأول معه» گشوده و در آن، يازده روايت آورده است.