158مضمون بسنده مىكنيم:
دسته اول:
شيخ حرّ عاملى در كتاب شريف وسائل الشيعه، بابى را با عنوان «باب وجوب عشرة العامة بالتقيه» گشوده و در آن چهار روايت آورده است؛ از جملۀ آنها كه مورد استدلال امامراحل بر تقيه مداراتى قرار گرفته، روايت هشام الكندى است كه مىگويد:
«قال سمعت أبا عبداللّٰه عليه السلام يقول إيّاكم أن تعملوا عملاً نعير به فانّ ولد السوء يعير والده بعمله كُونوا لمَنْ انقطعتم اليه زيناً ولا تكونوا عليه شيناً، صلّوا فى عشائرهم وعودوا مرضاهم واشهدوا جنائزهم ولا يسبقونكم إلى شيء الى الخير من الخير فأنتم أولى به منهم واللّٰه ما عُبد اللّٰه بشيء أحبّ إليه منَ الخبأ، قلت: وما الخبأ؟ قال: التقيّه» 1«شنيدم امام صادق عليه السلام مىفرمود: بپرهيزيد از كارى كه ما با آن كار سرزنش مىشويم. همانا فرزند بد با كار بدش، پدر خويش را در معرض سرزنش قرار مىدهد.
نزد آنان كه با شما قطع رابطه كردهاند، زينت (دوست) باشيد نه بدخلق و دشمن. با آنها درميان قبيلههايشان 2نماز بگزاريد. مريضان آنها را عيادت كنيد. در تشييع جنازۀ مردگانشان حضور يابيد. آنان نبايد در كارهاى نيك بر شما پيشى بگيرند؛ زيرا شما نسبت به كارهاى نيك سزاوارتريد. سوگند به خدا، پروردگار به چيزى بهتر از خبأ پرستيده نشد. پرسيدند خبأ چيست؟ فرمود تقيه.»
دلالت اين روايت بر تقيه مداراتى تمام است و مطالبى از آن استفاده مىشود:
1- حضور در مجالس و مساجد و مدارا كردن و عيادت مريضها و تشييع جنازۀ مردگان آنان مطلوب ائمه عليهم السلام بوده و مورد تأكيد آنها است.
2- بر اساس اين روايت مدارا كردن با اهل سنت و شركت در مراسم عبادى - اخلاقى آنان، تقيه ناميده شده است.
گفتنى است كه سند روايت نيز بىاشكال و صحيح است.
حضرت امام در مقام بيان دلالت اين روايت مىنويسد: