144سنت است، در اين صورت اگر او تنها قطعكنندۀ رگها باشد و نايبگيرنده عهدهدار قربانى است و قصد مىكند، اشكالى در حلال بودن كشتۀ آنان نيست.
ليكن اگر نايبگيرنده قصد نكند و كشنده عهدهدار قربانى باشد اين قربانى صحيح نيست؛ زيرا عبادت آنان باطل است.» 1به نظر مىرسد كه در اين مسأله نيز، حق با گروه سوم است؛ يعنى، در ذابح ايمان معتبر نيست و بر اين ادعا مىتوان سه شاهد اقامه كرد:
1- ذابح بسان ابزار و وسيله است و روايتهاى يادشده در مسألۀ نيت، بر اين دلالت دارد. به عبارت ديگر چون ذابح هويتى مستقل ندارد و فعل اصلاً به او منسوب نيست، شيعه نبودن او ضررى نمىرساند.
2- كشتن حيوان و نيز قربانى امرى نيست كه تمام افراد بتوانند يا بخواهند خود متكفّل آن شوند، بلكه نوعاً به ديگرى واگذار مىشود. و همانگونه كه برخى فقيهان مدعى شدهاند، سيرۀ قطعى بر آن است كه حاجيان خود عهدهدار قربانى نمىشوند. 2از سوى ديگر قربانى در حج جزو امور عبادى و تابع قوانين شرع است.
در اينگونه موارد، قانونگذار هرآنچه را كه در نظر او مطلوب است مىبايست در انجام فعل منظور بدارد وگرنه حاكى از آن است كه شرط خاصى در نظرش نيست، به ويژه در مسائلى كه به گونهاى، انجام آن فعل در ميان مردم متداول و مرسوم است.
ملاحظۀ روايات نشان مىدهد كه نيابت در ذبح متداول بود و در مرآى و منظر امامان معصوم عليهم السلام قرار داشت و آنان، جز شرط مسلمانى چيز ديگرى در ذابح منظور نكردهاند.
گذشته از آنكه مسألۀ شيعه و سنى در زمان امام صادق عليه السلام مطرح بوده و اگر لازم مىبود، مىبايست تذكر داده شود.
در اينجا به نمونههايى از اين روايات اشاره مىشود:
عاصم بن حميد الحناط عن ابي بصير قال قال ابوجعفر عليه السلام: «لا يذبح لك يهودىّ ولا نصرانىّ ولا مجوسىّ اضحيتك وان كانت امرأة فلتذبح لنفسها» . 3امام باقر عليه السلام فرمود: «يهودى و نصرانى عهدهدار ذبح قربانى تو نشود. و اگر قربانى از آنِ زنى است، خود عهدهدار آن شود و ذبح كند.»
محمد بن الحسن الصفار عن الحسن بن موسى الخشاب عن غياب بن