217پرسش ديگر از اين شخصيّت مصرى چنين طرح مىشود كه ما مسلمانان از يكديگر مىخواهيم به گفتگو با غرب روى آورند و دشمنى تاريخى فيما بين را فراموش كنند، حال چگونه مىتوانيم به گفتگو با غرب بپردازيم در حالى كه مسلمانان را در كوزوو و بوسنى و ديگر مناطق ذبح مىكنند و مىكشند؟
هيكل پاسخ مىدهد: تاريخ بزرگترين شاهد بر وجود جوهر گفتگو در اسلام است و بهترين روش تحقّق خوشبختى انسان در اين مسير نهفته است. بسيارى از حوادث تلخ، نتيجۀ عملكرد افراطى بوده است. نتايج اقدامات خوارج، گسترش مشكلات و بدبختى و خونريزى و قتل بوده و تمدّن اسلامى نتيجهاى از اين اقدامات نبرده است. همينطور جنگهاى صليبى نتيجه افراطگرىهاى دينى از ناحيۀ مسيحيان در اندلس بوده و يا ديگر حركتهاى افراطىگرى در فلسطين عليه مقدسات مسلمانان و برخى كشورهاى شرقى و همينطور اقدامات صربها عليه مسلمانان بوسنى نتيجۀ اين افراطگرىها است. در حالى كه تاريخ گواهى مىدهد در دوران عبّاسيان يك تمدّن انسانى دلانگيز در شرق شكل گرفت كه مبناى آن گفتگو و درك متقابل و تسامح دوران عبّاسى بود و يا اين ويژگىها در عصر امويان در اندلس موجب پيدايش يك فرهنگ و تمدّن روشن شد كه بهرۀ اين تمدّن نه تنها براى مسلمانان كه براى غير مسلمانان نيز اساس و مقدّمهاى در جهت نهضت و انقلاب غرب در ميان آن همه تاريكى و ظلمت گرديد.
در اين رابطه اسباب افراطىگرى را بايد شناخت. جهل نسبت به اساس دين و اعتماد نمودن به نصوص و مطالب غير محورى و مبنا قرار دادن برخى مطالب كه به صورت مجاز آورده شده و حقيقى تلقّى نمودن آن دستورات، از مهمترين دلايل گرايش به افراطگرى است؛ مثلاً اصطلاحات «جهاد» ، «بدعت» ، «كفر» ، «تغيير منكر» ، «حكم خدا» ، «اجرا و پياده كردن دين و شريعت» و. . . نياز به توضيح و تشريح دقيق دارد. در همين راستا پيروى اديان آسمانى از توصيهها و سفارشهاى اخلاقى دين بهترين راه براى دورى گزيدن از جنگها و حوادث تلخ است. ضمن اينكه توجّه پيروان كليۀ اديان آسمانى به قرآن كريم، به عنوانِ آخرين خطاب الهى به بشر حايز اهمّيت است كه بايستى به دور از تعصّب و سابقۀ ذهنى همگان به روش و مبناى صحيح برخورد آشنا شوند.
ملاحظه: اينكه گمان شود «تمام مشكلات بين جهان اسلام و غرب با گفتگو قابل حل است»