203آرامگاه حضرت يونس، بيرون شهر بر تپۀ بلندى است و هر دو مزار را در مقايسه با مزارات ديگر انبيا نهايت عالى و ارفع ساختهاند و مىگفتند كه هر دو بنا را امير تيمور كورگان ساخته است و ما بين كركوك و موصل كوهستان عظيمى است كه وقت آمدن به سمت چپ قرار مىگيرد.
اشرار عرب
ساكنان آن نواحى به دو مبدأ باور دارند: «مبدأ خير» كه رحمان خوانند و «مبدأ شر» كه شيطان دانند و اگر كسى به حضور آن ملاعنه اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم خواند، قتلش را واجب شمارند. قريۀ آب ضرب، مسكن همين گروه ملعون است.
ختنه نمىكنند و ظاهراً به ستر عورت هم مقيّد نيستند. چون عبور شتر باردار از رودخانۀ آب ضرب دشوار است همين مردم مزد گرفته شتران را از آب مىگذرانند، و راهزنى نيز مىكنند.
بعد از اقامت شش روزه روانۀ عرفه شديم. عرفه شهرى آباد و پر از روستاست.
محلى كه حضرت ابراهيم خليل عليه السلام را از آنجا به آتش انداختهاند، متصل به شهر و در دامن كوهى بزرگ است و علامت منجنيق هنوز باقى است و آب چشمهاى كه در ميان آتش براى حضرت جوشيده بود در نهايت عذوبت و شيرينى است و بالاى آن چشمه مسجدى بنا كردهاند و چشمه در وسط واقع شده است. در بيرون مسجد حوض باصفا، مستحكم و مستطيل شكل و طولانى ساختهاند كه آب چشمه در آن جمع مىشود و پُر است از اقسام ماهىهاى دست آموز. در حوالى مسجد و حوض، باغى است روح افزا و خرّم. ظاهراً همين مكان عامل آبادى شهر است.
شهرستان نمرود
و شهرستان نمرود مردود به آن سمت كوه بوده است و در آن وقت راه آمد و رفت به جانب شام و حلب از آن طرف كوه بود. اكنون براى نزديك شدن راه، كوه عظيمى را بريده جادۀ وسيعى ترتيب دادهاند.
قلعۀ ماردين
ميان موصل و عرفه برابر منزل فجّ حصار، قلعهاى است به نام ماردين. چون ضابط و حارس قلعۀ مذكور نواب علوى خان حكيم باشى را ضيافت نموده بود، به قلعۀ بالا رفتيم و تماشاى سحركاريهاى عالم بالا ميسر آمد.