199اصلاً به جنبش نيامد. در اين اثنا خادم آنجا پيدا شد و به همان وضع كنگرۀ منار را در بغل گرفته به زور تمام جنبانيدن گرفت. منار مذكور با آن كه چون كوه بيستون در استحكام بىمانند بود، چنان متزلزل شد كه ياران بالا رفته از ترس مانند كنه به كنگرههاى منار چسبيده بودند.
از حلّه كوچ نموده به زيارت حضرت ذى الكفل عليه السلام رفتيم. خلفاى ذىالكفل كه چهار كس بودهاند، نيز در آنجا مدفوناند.
ليكن عمارت مقابر و مدفن ايشان را، برخلاف ساير مقابر، بسيار «عالى و مطبوع» ساختهاند. صحن مسجد چهار پله پايينتر است و به محض فرودآمدن و داخل شدن آن مكان طرفه سرورى روى مىدهد.
ورود به نجف اشرف
«بعد از طى مراحل، خاك پاك نجف اشرف، كحل الجواهر ديدۀ دل ارادت منزل گرديد.
هزار شكر خدا، صد هزار شكر خدا.»
آبادى اين شهر به دليل نبودن كشاورزى و رودخانه، از آبادى كربلا كمتر است و سكان اين مكان كرامت بنيان، بيشتر مردم صالح و قانع هستند و در بيرون حصار از بيم تاراج اعراب باديه نمىتوان نشست و مردم همه در داخل «شهر پناه» (حصار) سكونت دارند.
«وگنبد شاه ولايت پناه - رضى اللّه تعالى عنه و كرم اللّٰه وجهه - در كمال عظمت و تزيين در وسط شهر است. جواهر آبدار بر مرقد منوّره نصب كردهاند.»
در اين هنگام نادرشاه، ابراهيم خان زرگر باشى را مأمور فرموده بود كه به كربلا و نجف رفته، گنبد حضرت على عليه السلام و حضرت سيدالشهدا عليه السلام را مطلا سازند.
چنانكه گنبد حضرت امام رضا عليه السلام در مشهد و مساجد ظفرخان روشن الدوله در شاه جهان، آباد است.
زرگر باشى به حضور بنده در تهيۀ اين امر، كه متضمّن سرخرويى آمر و مأمور بود، مشغول گرديد و آن را به مدد حضرات به وجه احسن به اتمام رسانيد. در باب آوردن آب فرات به نجف اشرف نيز سعى بسيار كرده بود. اما سه فرسخ از نهر كنده شده بود كه نادرشاه كشته شد و كار نهر معطّل ماند.
قبر نوح و آدم عليهما السلام
مىگفتند كه قبر نوح و آدم