99و اين است صريح مقاله آلوسىزاده بغدادى در «تاريخ نجد» كه در ترويج كفريات و مغالطات وهابيّين نوشته، در صفحه 48 گويد:
والذى اعتقدوه في النّبي أنَّ رُتبته أعْلىٰ مَراتِب المخلوقين عَلَى الإطلاق وأنَّهُ حيٌّ مرزوق في قبره حياة مستقرّة أبْلَغ مِنَ
[ حياة ] الشُّهَدٰاء، اَلمنْصُوص عليها فى التنزيل [ إذ هو أفضل منهم ] ، وَأنَّهُ يَسْمَعُ سَلٰام مَنْ يُسَلِّم عليه وأنَّهُ تَسنُّ زيارته، غير أنّه لا تُشدّ إليه الرّحال. 1
ببين متناقضات اين جماعت را، بعد از بيان ثبوت حيات مستقرّه! آيا چه دليل دارند بر منع زيارت ديگر آنكه: بعد از ثبوت حيات مستقرّه در قرآن به جهت عموم شهداء، آيا چه دليل دارند بر منع زيارت. غير رسول خدا صلى الله عليه و آله؟ ديگر آنكه: چه دليل دارند بر تبعيض و جواز زيارت براى خصوص اهل مدينه و جايز نبودن آن براى ديگران؟ با وجود اخبار بسيار در «صحاح» از رسول خدا صلى الله عليه و آله در استحباب زيارت اهل قبور و هم عمل آن حضرت و تقرير و امر آن جناب در حديث معروف كه فرمود:
«كُنتُ قَد نهيتكم عَن زيارة القُبور ألا فَزوروها» . 2و هم دلالت آيۀ شريفه لٰاتَقُم عَلىٰ قَبْرِه 3چنانچه در «تفسير رازى» و «اَبىالسّعود» روايت كردند كه عادت رسول خدا صلى الله عليه و آله اين بود كه چون ميّت را دفن مىكردند، تا مدّت يك ساعت بر سر قبر او مىايستاد و دعا مىكرد. پس اين آيه دلالت دارد بر اينكه حضور بر قبور و دعا و خواندن پروردگار در نزد آنها، عبادت و مشروع است وگرنه نهى از آن مختص نبود به كافر.
پس واضح شد كه از اين جهت هم مانعى ندارد حضور در مشاهد انبيا و اوليا و صلحا و توسّلات و استشفاعات.
و ياللعجب؛ مگر نمىبينند خداى تعالى اجراء كليه امور، به اسباب و مسبّبات فرموده، چنانچه قاعدۀ ملوك و سلاطين است در رفع امور و حوائج عامه، هر يك به توسط سفرا و مقربين مقرّر نموده. و ايضاً به صريح فَضَّلْنٰا بعضهم على بَعض 4بعضى از بشر را بر بعضى ترجيح و تفضيل داده، چنانچه نيز بسيارى از بقاع را بر ديگر و بعضى از مساجد و معابد بر سايرين امتياز بخشيده؛ حتى آنكه بعضى احجار و جماد را بر بعضى ترجيح داده، چون امر پروردگار، به تعظيم احجار بيت و حرم و امتيازات حطيم و زمزم و اعمال و دعاهاى مأثور، نزد هر يك مقرّر نمود.