119«. . . كوشش ويژهاى را (سلطان سليم) بر خلاف عادت نسبت به جامۀ كعبه از خودنشان داده، تا آنجا كه آذين پردۀ درِ كعبه را به درجهاى والا رسانيد. . .» 1اهتمام و كوشش نسبت به آذين پردۀ درِ كعبه در دوران عثمانى، به ويژه پس از به وجود آمدن امكانات فنّى و مالى براى آن، همچنان ادامه يافت و هنگامى كه دولت سعودىِ نخستين، برپاگرديد و سلفىها بساط قدرت خويش را بر حجاز گستردند، آنان پس از خوددارى مصر از ارسال جامه به سوى كعبۀ مشرّفه، خود بدان اهتمام ورزيده، چهار چوب و پردۀ درِ كعبه را به وسيلۀ طلا نقره آذين كردند.
سعود بزرگ در سال 1221 هجرى جامهدارى «از ابريشم سرخ بر كعبه نهاد و سپس در سالهاى پس از آن، كعبه را با ديباجى سياه پوشانيد و بر آن حاشيه و ازارهاى از حرير سرخِ گلدوزى شده، به وسيلۀ طلا و نقره نصب كرد. بر دَرِ كعبه نيز پردهاى سرخ آذين شده به طلا و نقره آويخت. 2و چون دولت عثمانى مجدّداً حجاز را ضميمۀ خاك خود كرد، دولت مصر از آن پس همچنان جامۀ برونى كعبه را همانند گذشته مىفرستاد.
آنان همچنان به آذين بافتههاى نقرهاى پوشيده از طلاى آن اهتمام به خرج مىدادند تا اينكه به درجهاى والا از زيبايى و هنر رسيد.
بنابراين، آشكار مىشود كه قسمتهاى گوناگون جامۀ شريفه، زاييدۀ عصر كنونى نبوده بلكه پيدايش و ظهور آنها به دورانهاى گذشته و قرون پيشين باز مىگردد. همچنانكه هنر آذينبندى و قرار دادن گلدوزيهاى نقره و طلا بر اجزاى جامه نيز ريشه در دورانهاى گذشته دارد و با گذشت زمان ترقّى و رشد نموده و به وضعيت كنونى رسيده است.
سوّم: پيدايش نوشته در جامۀ كعبۀ شريفه:
همانطور كه پيش از اين گفتيم، نخستين كسى كه كعبۀ مشرّفه را جامه پوشانيد طبق نظريّۀ مشهور - تُبّع پادشاه حِمير بوده است كه از آن پس، مردم - چه در دوران جاهليّت و چه در دوران اسلام - نيز از او پيروى كردند. آنها جامههاى گوناگونى را؛ مانند حصير و قطعههاى حرم و چادر و جُلهاى مختلف از پارچههاى حبرى و قباطى و خز و ديباج. . . و جز اينها و آنچه كه در قدرت و امكانشان در آن زمان بود بر آن قرار مىدادند. ساختن جامه از دورانهاى