50رمى مىشوند. جمره به معناى ريگ ريز نيز مىباشد.»
از اين رو جمره نام محل است و در معناى آن بناى مخصوص يا معلم و نشانه مأخوذ نيست بلكه به روايات نيز مىتوان استشهاد كرد كه جمره نام محل است، زيرا چنين تعبير شده است:
«وقعت على الأرض»
«اگر سنگ بر زمين قرار گرفت، رمى انجام شده است.»
از اين رو مَعْلَمْ و نشانه، آن گونه كه امروز مشاهده شود، سابقهاى ندارد و اگر برآمدگى بوده در حد جمع شدن ريگها است نه بيش از آن.
بنابراين ملاك رمى وقوع سنگ بر زمين است كه آن را جمره گويند و اگر برآمدگى دارد، افتادن بر آن، يا برخورد بدان يا بر اطراف آن مجزى خواهد بود.
3 - در روايتها به ويژه صحيحۀ معاوية بن عمار حرف «عَلٰى» به كار رفته كه معناى استعلا و افتادن از بالا به پايين در آن نهفته است؛ «ثمّ وقعت عَلَى الجمار، وانحدرت منه عَلَى الأرض، وقعت على الأرض» .
جالب توجه است كه در صحيحۀ معاوية بن عمار سه صورت فرض شده كه هر يك با تعبيرى ويژه بيان گرديده است:
1 - فَوَقَعَتْ في محمل.
2 - أصابت انساناً أو جملاً.
3 - وقعت على الجمار.
نسبت به محمل كه حالت ظرف دارد «في» استعمال شده است. در مورد انسان و شتر كه حالت عمودى دارد «اصابه» بدون حرف تعديه به كار رفته و نسبت به زمين (به تعبير ديگر جمار) از «على» استفاده شده است.
اگر آنچه كه امروزه به صورت نشانه و معلم نصب شده، ملاك اصابت بود، نمىبايست از واژۀ «عَلٰى» استفاده گردد.
بنابراين اصابت سنگها به نشانهها، دليل شرعى ندارد و وقوع بر زمين كافى است؛ زيرا شاهد تاريخى بر وجود چنين نشانههايى در عصر تشريع در دست نيست چنانكه در نصوص