17معطوف برآيۀ ما قبل دانسته، نوشته است كه معنى چنين است: «واذكر أيهاالرّسول أو أيّها النّاس. . .»
منظور از «البيت» در اين آيه، كعبه است 1(چنان كه در آيههاى 127 و 158 سورۀ بقره ونيز آيۀ 96 سورۀ آل عمران به همين معناست) ، خانهاى كه خدا آن را مركز امن قرار داده و به علّت اين كه داخل شدن در آن، بر مشركان حرام است، «بيتالحرام» ناميدهاند و «كعبه» گفتهاند چون كه چهارگوشه است و مربّع.
و اين خانه مَثابَةً لِلنّاسِ است؛ يعنى محلّ رجوع مردم است، مرجع است؛ زيرا مردم، همه ساله بدان سو رو مىآورند و هرسال به سوى اين خانه رفت و آمد مىكنند.
و آن جا را پناهگاه مىدانند و محلّ اجتماع.
ابن قتيبه (متوفاى سال 276 هجرى) در تفسيرآيۀ: وَاِذْ جَعَلْنَا اْلبَيْتَ مَثٰابَةً لِلنّاسِ. . .
نوشته است 2: «أي معاداً لهم، من قولك: ثبت الى كذا و كذا: عُدْت اليه و ثاب اليه جسمه بعد العلّة، اى: عاد. أراد: اِنّ النّاس يعودون اليه مرّةً بعد مرّةً» .
ابوالحسن على بن ابراهيم قمى، از علماى قرن سوم و چهارم هجرى در تفسير خود نوشته است. 3«فالمثابة: العَوْدُ اليه» .
زمخشرى هم نوشته است: 4«مثابة للنّاس: مرجعاً للحجّاج» ، «والبيت اسم غالب للكعبة كالنجم للثّريا.»
شيخ طوسى ذيل آيۀ: وَ اِذْ جَعَلْنَا اْلبَيْتَ مَثٰابَةً لِلنّاسِ. . . نوشته است: 5بيت در لغت، منزل و مأوى است و در مورد شعر گفته مىشود: ابيات الشعر و در مورد منزل و مأوى، بيوتُ الناس.
بيت شعر را از آن جهت بيت گفتهاند كه حروف و كلمات را فراهم آورده و در مجموعهاى گرد آورده است، همان طورى كه، بيت (خانه) اهل خانه و افراد خانه را در يك جا، گرد مىآورد. 6شيخ طوسى در فرق ميان «مثابه» و «مثاب» از قول اخفش، گفته است: در «مثابه» مبالغه بيشتر است و تاى آن، براى مبالغه است؛ لما كثر من يثوب اليه، همچون: علاّمة، نسّابة، سيّارة.
ولى فرّاء و زجّاج گفتهاند كه: مثاب و مثابه به يك معنى است. 7