61تشخيص وادى محسّر از مردم؛ يعنى اهالى همانجا سؤال كند:
«عن أبى عبداللّٰه عليه السلام انّه قال لبعض وُلدِهِ هَل سعيت في وادى محسّر؟ فقال:
لا، فأمره أن يرجع حتّى يسعى فقالله ابنه: لا أعرفه فقالله: سلالناس.» 1
واضح است كه نه وادى عقيق خصوصيتى دارد و نه وادى محسر 2بنابراين براى شناخت محدودۀ هر يك از سرزمينهاى مربوط به مراسم حج مىتوان از اهالى همان سرزمين سؤال نمود، چنانكه بعضى ازفقها نيز صريحاً به اين مطلب فتوا دادهاند. 3علاوه بر اين، مىتوان گفت: اهالى يك محل در شناخت حدّ و مرز آن خبرويت دارند و قولشان از باب حجيت قول اهل خبره معتبر است. بنابراين نظرهاى كارشناسانهاى كه از سوى خبرگان عربستان سعودى اظهار شده است، كاملاً معتبر و قابل اعتماد است، خصوصاً با توجه به اينكه هيچ انگيزهاى براى مخفى كردن و غلط نشاندادن حدود واقعى منا از سوى عربستان تصور ندارد.
امّا قول بعضى افراد مطّلع به تعبير نويسنده كه حدود منا را وسيعتر دانستهاند، نوعاً مستند به عمل خارجى برخى از حجاج در سالهاى گذشته است و در مقابل رأى كارشناسان و خبرگان سرزمين حجاز اعتبارى ندارد و بر فرض حتى اگر بتوان قول آنان را مصداق سخن اهل خبره دانست بدون شك در تعارض با قول اهل خبره سرزمين حجاز مرجوح بوده و از درجۀ اعتبار ساقط مىباشد؛ چرا كه ظن نوعى حاصل از قول اهالى سرزمين حجاز از ظن حاصل از قول كسانى كه اهل آن سرزمين نيستند قويتر است و حتى بنابر فرض محال كه اين دو در يك درجه از قوت باشند مقتضاى قاعده، تساقط هر دو قول و اكتفا به قدر متيقن از سرزمين منا است؛ يعنى همان محدودهاى كه امروزه در اين سرزمين با تابلوهاى بزرگ مشخص شدهاست.
2 - دومين اشكال نويسندۀ مزبور بر دليل مورد بحث اين است كه:
«(اين دليل) مبتنى بر اين فرض است كه بين روز دهم و روزهاى يازده و دوازده از جهت ذبح در منا تفاوتى نباشد اما اگر امكان داشته باشد كه در روزهاى بعد بدون عسر و حرج و منع قانونى در منا قربانى كند، طبق نظر كسانى كه تأخير را خلاف