96بنىقصيص و بنىناغصه، بنىهدل، بنىعمرو، بنىمعاويه، بنىزعورا، بنىزيداللات، بنىحجر، بنىثعلبه و اهل زهره و بنىمرايه بودند.84
اين گروه از قبايل، عربِ يهودى شده بودند؛ زيرا نامهاى آنها عربى است گرچه در اين زمان مليّت يهودى داشتند و در تغيير اسمها و آداب و رسومشان همان وضعيت جارى بر بنىقينقاع بر آنها نيز صدق داشت.
بنابراين به اين اعتقاد گرايش پيدا مىكنيم كه اينان قبايلى با مليّت يهودى هستند واگر بپذيريم كه يهود از دير زمان در مدينه حضور داشت و آمدنشان تا اواخر قرن پنجم ميلادى ادامه داشته - همانطور كه در ضمن بحث بدان اشاره شد و علاوه برآن مطلبى كه پيش از اين دربارۀ عرب بودن بنىقريظه و بنىنضير ارائه گرديد - غيرمعقول نخواهد بود كه بقيه نژاد يهود در مدينه، با تعداد اندكى كه داشتند، هنگام ترك مدينه مانند بنى قينقاع عمل مىكردند.85
گرچه اخبارى كه از يهود مدينه در دست است، ما را به آمار تقريبى آنها نمىرساند امّا با اين وجود ما نبايد متونى را كه در اين زمينه وجود دارد و تا حدى جمعيت تقريبى يهود مدينه را بيان مىكند، ناديده بگيريم و از دست بدهيم.
پىنوشتها:
1 - آل عمران: 27 «حنيف» يعنى كسى كه به چيزى روى كند، هنگامى كه به آن مايل باشد. همچنين به كسى كه از دين باطلى روى گرداند، گفته مىشود او حنيف است و دين حنيف دارد. فلان شخص دين حق اختيار كرد هنگامى كه مسلمان شد. (نگاه كنيد به:
زمخشرى: اساس البلاغه، ص144
2 - لسان العرب، ج 5، ص439
3 - «اسرائيل» لقب يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم، پدر يهوديان است كه به سبب انتساب به او، آنها را به اين خواندهاند (نگاه كنيد به: ابن اسحاق، السيره، ج1، ص12؛ شنوده، اليهود، ص15 و 20؛ طنطاوى، محمد سعيد، بنى اسرائيل فى القرآن، ج 1، ص6
4 - طنطاوى، همان
5 - سهيلى، الروض الأُنُف، ج 2، ص 294
6 - براى آگاهى از معانى مرتبط با اين اسم و ارتباط آن با نوشتههاى به خط ميخى و زبان كنعانى، نگاه كنيد به: .
The Interpreter s Dictionary of the Bible Abingdon_ press, Newyork, vol. zp.166. 7- بيرونى؛ تاريخ الملل و النحل، ج 2، ص 4. طنطاوى از او در كتابش اقتباس كرده است، بنى اسرائيل فى القرآن، ص 8 سهيلى: الروض الانف، ج 2، ص 291. يعقوبى: تاريخ، ج 1، ص 31. شنوده: اليهود، ص14