91صفوان بن بلال ذبيانى ثعلبى كه با «بنى قريظه»34 بود و «حيىّ بن اخطب» كه بر بنىنضير وارد شد.35 گروهى او را در نسب عتيبة بن حارث بن شهاب بن جدىِ تميمى، قهرمان عرب ذكر كردهاند.36
به نظر مىرسد كه يهودى شدن دستجمعى و گروهى نيز در فاصلۀ ميان دو قرن چهارم و پنجم ميلادى پيش آمده است.37 نقل شده كه يمنىها بدون استثنا در دين يهود وارد شدند و يهوديت دين رسمى آنجا شد.38 همينطور اقوامى از بنىحارث بن كعب، غسان و جذام نيز يهودى شدند.39
از مطالب گذشته نتيجه مىگيريم:
بودند اعرابى كه يهودى شدند و گروههاى خاصى را تشكيل مىدادند و اين امر ما را بر اين باور مىرساند كه يهود بنىقريظه و بنىنضير و گروهى از يهوديان حجاز، عربهاى يهودى شده هستند.
در مورد نسب بنىقريظه و بنىنضير گفته شده كه آنها عشيرهاى از جذام بودند40 و نيز گفتهاند كه آنها در زمان عاديا يا سموأل41 يهودى شدهاند. سموأل، كه دوستى و ارتباط زيادى با امرىء القيس كندى داشت،42 بين دو قرن پنجم و ششم ميلادى مىزيست.43
اگر مطالب ذكر شده دربارۀ نسب بنىقريظه و بنىنضير تا بنىاسرائيل را در نظر بگيريم، مىيابيم كه آنها از فرزندان خزرج بن صريح بن سبط بن يسع بن سعد ابن لاوىبن جبربن نحامبن عازر بن عيزر ابن هارون بن عمران عليه السلام هستند.44 اگر از بيان سلسله نسب بعد از «خزرج بن صريح» چشمپوشى كنيم، مىبينيم كه آنها همگى نامهاى يهودى هستند كه به اقتضاى حال، تعدادى از نامهاى پيامبران را نيز دربر دارند.
به نظر مىرسد از وجود اسم خزرج در اول سلسله نسب تا آخر بيشتر اسمهاى كهن آنها عربى است45 كه بر قدمت پيوند مكانى آنها با خزرج تأكيد دارد و احتمالاً نسبى عربى است كه با جايگزين كردن اسمهاى عربى، مىخواستند اهميت و احترامشان با پيوند دادن نسب خود به پيامبران دينشان زياد شود.
اين سخن مسلّم است كه يهود؛ اعم از بنىقريظه و بنىنضير كه به يثرب مهاجرت كرده بودند، بعد از نشست و برخاست با اعراب در يثرب و تأثير گرفتن از آنها، ترجيح دادند اسمهاى عربى داشته باشند. مگر اينكه آن اسم بر غير عرب نيز صادق باشد. پس بر يهود يا هر امّتى كه هستى و اصول و دينى دارد سخت است كه