120سپس انقلاب حالى براى ناصر خسرو پيش آمده، خوابى مىبيند كه او را از خواب چهل ساله بيدار مىكند و به سوى قبله و زيارت خانۀ خدا و رها كردن زندگى دربارى و مرفّه و مشتهيات نفسانى فرا مىخواند. ناصر هم، چنين مىكند و كوله بار سفر بر دوش مىگيرد و از شهرى به شهرى، در تحرّى حقيقت گام برمىدارد. در هر شهر از آثار ديدنى، ديدن مىكند و با بزرگان و دانشمندان هر شهر ديدارى دارد، از هر خرمن خوشهاى برمىگيرد. از آنجا كه حكيم ناصر خسرو، هم عالم است و هم به امور ديوانى آگاه و معتاد، بسيار دقيق النظر است. همه جا را به گام مىپيمايد و همۀ آثار را به ديدۀ عبرت مىنگرد و مىنويسد و از آن «يادداشتها» ، «سفرنامه» اى فراهم مىآورد.
«سفرنامه» يادگار سفر هفت سالۀ اوست كه در ششم جمادى الآخر سال 437 ه. از مرو آغاز شد و در جمادى الآخر سال 444 هجرى، با بازگشت به بلخ، به پايان آمد.
چنان كه از سفرنامۀ ناصر خسرو برمىآيد، سه سفر به مكّۀ معظّمه كرده است: سفر اوّل از مرو و نيشابور آغاز مىشود و به بيتالمقدّس و مكّه پايان مىيابد. سفر دوّم از مصر (قاهره) آغاز شده، به مدينه و مكه منتهى شده است.
سفر سوّم از مصر (قاهره) آغاز مىشود و به جدّه و مكّه پايان مىيابد.
ناصر خسرو از مكّه و طائف و يمامه و بصره به اصفهان و تون (فردوس) و قاين و سرخس و فارياب و بلخ باز مىگردد و شرح ديدهها و شنيدهها و رويدادهاى سفر را، چنان كه دريافته است، باز مىگويد و باز مىنويسد و «سفرنامه» زاده مىشود.
اينك براى نمونه چند سطرى از جاى جاى سفرنامه را در ذيل مىآوريم:
صفت مسجد الحرام و بيت كعبه
«گفتهايم كه خانۀ كعبه در ميان مسجد حرام و مسجد حرام در ميان شهر مكّه و در طول آن از مشرق به مغرب است و عرض آن از شمال به جنوب. امّا ديوار مسجد قائمه نيست و ركنها در ماليده است تا به مدوّرى مايل است، زيرا كه چون در مسجد نماز كنند، از همۀ جوانب، روى به خانه بايد كرد 1. . .
مسجد حرام را هيجده در است، همه به طاقها ساختهاند؛ بر سر ستونهاى رخام و بر هيچ كدام درى ننشاندهاند كه فراز توان كرد.