113عنوان «قبر والد النبي صلى الله عليه و آله» مىنويسد:
«وَدُفنَ في المدينة المنورة وقبرُهُ معروف لدىٰ أهل المدينة بزقاقِ الطّوال» 1ابراهيم پاشا رفعت مصرى مىنويسد: «من الأضرحة الّتي في خارج البقيع، ضريح لعبداللّٰه بن عبدالمطلّب والد النبيّ وهو بداخلِ المدينة» . 2از نويسندگان فارسى زبان فرهاد ميرزا، 3نايب الصدر شيرازى 4و سيد اسماعيل مرندى 5و تعدادى ديگر از سفرنامه نويسان، بقعۀ جناب عبداللّٰه را يكى از بقاع در مدينه معرّفى نمودهاند.
حسام السلطنه كه در سال 1297 ق. به مكه مشرف شده، مىنويسد:
«دوشنبۀ عاشورا به عزم زيارت مقبرۀ جناب عبداللّٰه پدر بزرگوار حضرت پيغمبر و زيارت ائمۀ بقيع عليهما السلام از منزل بيرون آمدم، بقعه و مقبرۀ آن بزرگوار در سوق الطوال در سمت يسار كوچه واقع است. حياط كوچكى دارد. ايوانى در برابر آن است. درب بقعه در يسار فضاى ايوان است. درب بقعه بسته بود، مدّتى معطل شديم تا متولّى را حاضر كردند، در را باز كرد، داخل بقعه شده، آغازِ زيارت نموديم. ضريح چوبين داشت. جامۀ گُلى مفتولدوز دور مضجع آن بزرگوار كشيده بودند و اين جامه را والدۀ سلطان عبدالمجيد خان در سلطنت سلطان عبدالعزيز خان دوخته است. در محراب آن دو ركعت نماز كرديم. در سمت يسار محراب طاقچهاى بود كه به سمت باغچه باز مىشد و بعد از آن بيرون آمده به سمت بقيع رفتيم.» 6اين بود آنچه مىتوان در حدّ يك مقاله دربارۀ سابقه تاريخى «دارالنابغه» از دو جنبۀ مختلف بحث و بررسى كرد و چنين استنباط نمود كه جنبۀ دوّم آن يعنى مسألۀ نماز خواندن رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين خانه و در كنار قبر پدر گراميش، نمىتواند با جنبۀ اوّل آن؛ يعنى وجود قبر پدر گراميش بىارتباط باشد و اگر آن حضرت به هنگام سير و حركت قبر مادرش را زيارت مىكند و در كنار آن به شدّت مىگريد، تا آنجا كه اصحاب و ياران او نيز گريه مىكنند و همچنين در كنار قبر پدرش نيز كه هميشه در دسترس و داخل مدينه بود قرار مىگيرد و به نماز و دعا و به راز و نياز با پروردگارش مىپردازد تاجايى كه آن محل به عنوان «مسجد دارالنابغه» معروف و مشهور مىگردد.