55واجب است ليكن طبق اين روايات، عمرۀ تمتع از او جايگزين و مجزى از وجوب عمره مفرده او مىشود.
رابعاً: شايد بتوان ادعا كرد كه عنوان «عمره» اگر قيد «تمتّع» يا «مفرده» نداشته باشد، منصرف است به عمرۀ مفرده، و عمرۀ تمتع نياز دارد به قيد و يا قرينه. شاهد بر اين مطلب آيۀ: وأتمّوا الحجّ والعمرة و روايات فراوان از جمله روايات باب شش است كه در بيشتر آنها عنوان عمره، مطلق است ولى به طور قطع مقصود عمرۀ مفرده است؛ مانند روايت 1، 2، 3، 4، 5، 6، 9، 10، و12 كه در آنها آمده است: 1«لكلّ شهر عمرة» پس روايات دال بر وجوب عمره، نص در وجوب عمرۀ مفرده است و نوبت به شك نمىرسد تا اين اشكال مطرح گردد. با شك در وجوب برائت از وجوب جارى مىگردد.
ج: سيره
از جملۀ ادلّۀ مخالفانِ وجوب عمرۀ مفرده، چنگ زدن به سيرۀ قطعيه بر انجام ندادن عمرۀ مفرده از سوى مسلمانان است. آيةاللّٰه خويى مىفرمايد:
«افزون بر ادلّۀ پيشين، سيرۀ قطعى مستمر مسلمانان است كه انجام عمرۀ مفرده از سوى آنان متعارف نبوده است حتى نايبى كه در سال نيابت حج تمتع، استطاعت از عمره مفرده را دارد.» 2نقد و بررسى
اين استدلال از دو بخش تشكيل شده است: بخش اول ادعاى سيرۀ قطعى بر متعارف نبودن انجام عمرۀ مفرده است. بخش دوم مدعى است نايبانى كه استطاعت از عمرۀ مفرده داشتهاند نيز آن را انجام نمىدادهاند.
امّا در پاسخ از بخش دوم، ممكن است گفته شود كه: عمرۀ مفرده بر كسى واجب است كه پيش از رسيدن به مكه مستطيع بوده است.
و از طرفى سيرۀ عملى حجاج، كه هم اكنون نيز وجود دارد، به ويژه كسانى كه از جانب ديگران حج انجام مىدهند اين است كه پس از پايان مناسك براى خودشان عمرۀ مفرده انجام مىدهند. در هر صورت اثبات اين مدعا كه كسانى كه از جانب ديگران حج انجام