52مفرده مشروط است به وجوب حج؛ زيرا اوّلاً معناى ارتباط و دخول عمره در حج عبارت است از عمرۀ تمتّع نه عمرۀ مفرده؛ زيرا بر اساس رواياتى كه دلالت دارد حجّ تمتّع سه طواف بر دور خانه و دو طواف ميان صفا و مروه است، عمرۀ تمتع جزئى از اجزاء و اعمال حج تمتع است و اما عمرۀ مفرده ارتباطى به حج ندارد و از اين رو از آن در روايات فراوان از جمله صحيحه عمر ابن اذينه 1و صحيحۀ يعقوب شعيب 2و روايت نجيّه. 3در كنار حج تمتع نام برده شده. پس مقصود از داخل شدن عمره در حج، عمرۀ تمتع است نه عمرۀ مفرده.
ثانياً: به فرض كه بپذيريم اين روايت و مانند آن، عمرۀ مفرده را نيز دربرمىگيرد، معناى «دخلت العمرة في الحجّ» از نظر اجزاء است؛ زيرا اگر شخصى حج تمتع انجام دهد مجزى از عمرۀ مفرده است. بله اگر معناى «دخلتِ العمرة في الحجّ» عبارت باشد از دخول و اشتراط وجوب عمره در حج نه اصل عمل آن، ممكن است بر مدّعا دلالت كند و ليكن اين تفسير و معنا از روايات نادرست است و با اطلاق آيات و روايات كه دلالت دارد حج و عمره دو وجوب مستقلاند، سازگار نيست.
ثالثاً: لازمۀ اين بيان اين است كه وجوب عمرۀ مفرده بر شخص دور از مكه، به گونۀ مستقل، مشروع نباشد و اين با فتوا به احتياط بر انجام عمرۀ مفرده، كه از سوى طرفداران عدم وجوب استقلالى عمرۀ مفرده (در عروةالوثقى 4و مناسك حج) صادر شده، نمىسازد.
رابعاً: كسانى كه با تكيه به روايات «دخلت العمرة في الحج» استدلال كردهاند. عمرۀ مفرده بر اشخاص دور از مكه واجب نيست، همانان تصريح كردهاند بر مرتبط نبودن وجوب عمرۀ مفرده به وجوب حج.
آيةاللّٰه خويى مىفرمايد:
«مقتضى آيه و روايات، عبارت است از اين كه هر يك از حج و عمره واجب مستقل باشند و هيچ يك از آنها به ديگرى ارتباط ندارد. جز عمرۀ تمتع كه با حج ارتباط دارد و اما در غير عمرۀ تمتع دليلى بر ارتباط عمره با حج نداريم بنابراين ممكن است يكى از اين دو در سالى و ديگرى در سال ديگر انجام پذيرد.» 5خامساً: در روايتى كه كلينى از صفوان و او از نجيه نقل مىكند امام عليه السلام مىفرمايد:
«إنّما أنزلت العمرة المفردة والمتعة لأنّ المتعة دخلت في الحجّ ولم تدخل العمرة المفردة في الحج» .