25مظهرى از مظاهر تقواى الهى و سپاس از نعمت و طاعت از فرمان خدا مقرر كرد و آن را به صورت فرصتى در احسان به فقرا و تهيدستان و نيكى به بينوايان خاطر نشان ساخت. قرآن كريم را به اين حقيقت، اشارتى است، آنجا كه مىفرمايد:
1 - فَكُلُوا مِنْها وَأطعِمُوا البائِسَ الفَقيرَ 1«از اين قربانى بخوريد و به افراد بىنوا و تهيدست اطعام كنيد.»
2 - لَنْ يَنالَ اللّٰهَ لُحُومُها وَلا دِماؤُها ولكِنْ يَنالُهُ التَّقْوىٰ مِنْكُمْ 2«گوشتها و خونهاى قربانى به خدا نمى رسد، بلكه اين تقواى شما است كه خدا در خور آن است كه به او برسد.»
در آيۀ اخير، خداوند متعال ميان قربانى و تقواى قلوب، پيوند و ارتباطى را خاطر نشان مىسازد؛ تقوايى كه هدف نهايى مناسك حج است. اين مناسك و شعائر صرفاً رموزى است كه توجه ربّالبيت و خانۀ خدا و طاعت از او را گوياست و در لابلاى خود يادگارانى كهن از دوران ابراهيم عليه السلام و دعاهايى را كه آن حضرت خوانده بود در بردارد؛ يادگاران طاعت و انابه و توجه به خداوند از آغاز پيدايش «امّتِ مسلمه» . بنابراين مناسك حج و دعا و نماز به صورت يك حقيقت سازنده بايد تلقى گردد.
راههايى كه حاجى به عنوان «هدى» در پايان ايام احرام انتخاب مىكند رواست از آن سودمند گردد و اگر بخواهد مىتواند قبل از قربانى چون مركبى از آن استفاده كند، و از شير آن بنوشد تا به جايگاه خود؛ يعنى قربانگاه برسد و سپس به ذبح و قربانى آن دست يازد و از گوشت آن بخورد و به بائس فقير (تهيدستان وبينوايان) اعطا و اطعام كند.
اين قربانىها كه قرآن كريم از آن ياد مىكند شعارى معروف و رايج در ميان جوامع مختلف به شمار مىرفت، منتهى اسلام آن را در روند صحيح و سازنده قرار داد چرا كه از رهگذر آن، توجه حاجى به سوى خداى يگانه بايد معطوف شود و ماسواى او را بايد جداً ناديده گيرد و در اين طريق راهى را جز راه رسيدن به خدا نپويد.
3 - وَلِكُلِّ اُمَّةٍ جَعَلنا مَنْسَكاً لِيَذْكُرُوا اسم اللّٰهِ على ما رَزَقَهُم مِنْ بَهيمَةِ الأنعامِ فإلٰهُكُم إلٰهٌ واحِدٌ فَلَهَ أسلموا وَبشّر المُخْبِتٖينَ. الّذين إذا ذَكرَ اللّٰه وَجِلَتْ قُلُوبِهِمْ والصّابِرينَ عَلى ما أصابَهُمْ والمُقيمي الصّلٰوةَ ومِمّا رَزَقناهُم يُنفِقُونَ . 3ترجمۀ آن را در ضمن گزارش زير مىبينيد: