22تقرب نزد بسيارى از جوامع كهن و نو، رو به رواج و انتشار نهاد - و مانند ريختن خون از برخى اعضاى قربانى، بدون آن كه به حيات او خاتمه دهند. از اين رويّه در بسيارى از معابد يونان و به ويژه در مورد آلهۀ «ارتميس» بهره مىجستند و از آن پيروى مىكردند و يا مانند اكتفا و بسنده كردن به قربانيهاى سمبليك كه نشانه راه و رسم كهن به شمار مىرفت. درميان بعضى از قبائل هندى به عنوان مثال در امر قربانى، پس از فوت مَرد، پشتهاى از هيزم را فراهم مىآوردند و همسر او را كنار اين پشتۀ هيزم مىنهادند و هيزمها را مشتعل مىساختند و آتش به اين همسر سرايت مىكرد و هر دو را مبدل به خاكستر مىنمود.
يكى از انواع قربانيها نوعى خيال پردازى بوده است. پارهاى از مردم بلغارستان - بر سبيل عادت معمول - وقتى كه مىخواستند بنا و ساختمان جديدى را آغاز كنند، در انتظار نخستين عابرى به سر مىبردند كه از كنار آن بنا عبور مىكرد و سايۀ او را با نخ اندازه مىگرفتند و اين نخ را زير اولين خشتى مىنهادند كه آن را در بناى ساختمان استفاده مىكردند. اين كار را نوعى قربانى مىپنداشتند و اين پندار و خيالشان از ديدگاه آنها از اين جهت قوت مىگرفت كه بر اين باور بودند كه صاحب اين سايه به زورى از دنيا خواهد رفت.
اين قربانى عجيبترين قربانى است كه با نوع قبلى از نظر دلالت بر مطلوب، متفاوت به نظر نمىرسد. هر دو را بايد تمثيل و نشانه و رمز و سمبل همان قربانى انسانها بر شمرد كه در دوران كهن معمول بوده است.
پيشكشها و قربانيها از نظر سبكها و راه و رسم، مختلف بوده. چنانكه نوع اين قربانيها متفاوت نشان مىداد. جز اينكه مشهورترين سبك و شيوه و رايجترين آنها در ميان جوامع، تقديم و پيشكش كردن قربانيها به آلهه بوده كه همۀ آنها و يا شمارى از آنها را به آتش مىفكندند تا دودهاى آن در اطراف و فضاى قربانگاهها و معابد بر فرازد و پخش گردد؛ دودهايى كه در طبقات فضا - چنانكه در اسفار عهد قديم آمده - آلهه را به شگفتى مىآورد. اين روش تنها روشى بود كه عهد قديم در عمدۀ قربانيها آن را تأييد مىكرد. حتى در قربانيهايى كه متشكل از گياهان و فرآوردههايى از آن؛ از قبيل نان و خمير بوده است. چنانكه اصحاحات اول و دوم و ششم و هفتم و. . . از سفر «لاويين» گوياى همين مطلب است و قسمت عمدهاى از اختصاص فقرات اين سفر به بيان انواع قربانى و احكام و ادعيه و اوقات و روشهاى پيشكش كردن قربانى اختصاص دارد. نبايد در اين باره تعجب و ترديدى به خود راه داد؛ زيرا