137زائران از آن زاهد مىخواهند كه براى آنها هم آب فراهم كند. زاهد:
چشم را بگشود سوى آسمان
مولانا در دفتر چهارم مثنوى خطاب به حسام الدين چلپى مىگويد:
با تو ما چون رز به تابستان خوشيم
سپس ادامه مىدهد كه حجّ خانه كار مهمّى نيست انسان مصمّم به خانهاى معلوم در مكانى مشخّص مىرود خانه را مىبيند و زيارت مىكند امّا مهم آن است كه صاحب خانه را بتوان ديد و بر گرد او طواف كرد:
حج زيارت كردن خانه بود
حجّ ربّ البيت مردانه بود
مولوى مىگويد آنان كه به دل حج مىكنند مشكلى براى آنها نيست، مشكل براى كسانى است كه از راههاى دور و دراز و بيابانهاى خشك و صحارى سوزان بايد سفر كنند. آنان كه به دل سفر كنند مشكلات سفر جسم را ندارند و اين مشكلات براى آنها حل شده است، زيرا:
نيست بر اين كاروان اين ره دراز
كى مفازه زفت آيد با مفاز؟
دل به كعبه مىرود در هر زمان
مولانا پس از ملاقات با شمس شيفتۀ او شد و پيوسته شمس در روح و جان مولانا