145
از سنگ سيه چو باز گردى
تحفةالعراقين خاقانى سفرنامۀ منظوم است كه شاعر تواناى شروان مشاهدت خود را در سفر حج، كه با اجازۀ شروانشاه انجام داده، سروده است و اشاره كرديم كه حدود سى صفحۀ كتاب و قريب چهار صد بيت در مورد تعريف و توصيف مكّه و كعبه و اماكن و متعلّقات آنها است. خاقانى از اين كه پوشش كعبه از بافتههاى غير مسلمانان است اظهار تأسف مىكند و مىگويد:
افسوس كه جاى شرمسارى است
در اهمّيت كعبه همين بس كه شاعر او را موجب آرامش و قرار عالم و اساس هستى مىشمرد و به اعتقاد ديرينهاى كه محّل كعبه را مادر كرۀ زمين مىدانند، نظر دارد و مىگويد:
در جمله قرارِ عالم از تواست
اجزاى زمين فراهم از تو است
گر نقل كنى زمنزل خاك
خاقانى در پايان تحفة العراقين سبب و نحوۀ سرودن اين اشعار را بيان كرده و گفته است كه:
دانى كه بدان هدايت آباد
خاقانى علاوه بر تحفة العراقين در ديوان اشعارش نيز قصايد غرّايى در وصف و مدح كعبه و مكّه و مدينه و. . . سروده كه هر يك در جاى خود قابل توجّه و بيانگر نكتۀ خاصّى از ديدگاه خاقانى است. در مورد حج و متعلّقات آن و ارادت قلبى خاقانى و تأثير عميقى كه اين زيارتها بر او گذاشته است، از آنها كاملاً هويدا است.
قصيدهاى از او را تحت عنوان «با كورة الأثمار و مذكورة الأسحار» خواصّ مكّه به زر