36قبل براى تهيۀ محل اقامت ما به مكه رفته بود، ديگر بار برگشته، شب هنگام اعلام كرد كه فردا صبح زود همه آمادۀ حركت باشند.
جامهدانها را همان شب از ما گرفتند تا در كاميونهاى مخصوص به مكه حمل شود.
سرپرستى كاروان حج اگر سودى مادى و معنوى در بردارد ولى بحق بايد اعتراف كرد كه مسؤوليتى سنگين و كارى بس شاق و طاقت فرساست.
سليقههاى مختلف و ذائقههاى گوناگون را از همه جهت ارضا كردن، حذاقت و مهارتى خاص مىبايد كه هر كس مرد ميدان عمل نيست.
الحق سرپرست كاروان ما با چند نوبت مسافرت به حجاز و دانستن زبان عربى و آشنايى به ريزهكاريهاى آن و تجربۀ چند ساله، فردى ممتاز و شايسته و اهل خبرت و بصيرت شده بود. امتحان كردن و معلومات خواستن از سرپرست كاروان بجاى عمل، نه كافى است و نه قابل اعتماد.
به قول سعدى:
به عمل كار برآيد، به سخندانى نيست.
* * *
بامداد پگاه، پس از زيارت حرم مطهر رسول خدا - ص - و اداى دوگانه به درگاه يگانه و زيارت و دعاى وداع و اشك و آهى دلپذير و صفابخش و زيارت قبور بقيع و توديع با قبور مقدس ائمۀ بقيع - عليهم السلام - با قلبى شكسته و اشكى ريزان، به محل حركت كاروان بازگشتيم.
عجب آن كه در تاريكى بامداد، در پرتو چراغهاى برق مغازهها، چنان ازدحامى است از زن و مرد نمازگزار كه جاى قدم نهادن در كوچهها نيست. عجب علاقهاى دارند حضرات حجاج، به ويژه اهل تسنن از زن و مرد، كه نمازها را حتماً به جماعت و در مسجد بگزارند، در تمام كوچهها و حتى پس كوچهها و حتى پس كوچههاى مسجدالنبى. و عجب فعاليتى مىكنند كسبۀ اطراف حرم در فروش كالاهايشان كه پيداست در آن ايام با چشمهاى بادكرده وقرمز شده، از شدت بىخوابى و نداشتن استراحت كافى، گويى مىخواهند از خرمن كار و كوشش خود بيشترين محصول را بردارند و در باقى سال به جبران مافات، استراحت كافى كنند. بر اثر خستگى و حرصى كه در فروش كالاها و مصرف آنها دارند، اعصابشان متشنج و آمادۀ جدال با