79«انّى خرجت الى مكة معتمراً فلقيت عبداللّٰه بن ابى سرح. . .»
«من براى زيارت خانۀ خدا به سوى مكه در حركت بودم كه عبداللّٰه بن ابىسرح را با چهل نفر از جوانان كه همه از فرزندان آزاد شدگان بودند، ملاقات و در قيافۀ آنان تصميم بر مخالفت و انتخاب راه نادرست را مشاهده نمودم. . .
چون وارد مكه شدم، از طريق مردم اين شهر، از جريان حملۀ ضحاك بن قيس به حيره آگاه گشتم كه چگونه اهالى حيره را غارت و مال و منال آنان را به يغما برده است. . . اينك عقيده و تصميم خود را بر من بنويس كه اگر خود را براى مرگ آماده كردهاى، من نيز فرزندان برادرت و فرزندان پدرت را به سوى تو حركت دهم كه اگر تو زنده بمانى ما هم زنده بمانيم و اگر بميرى ما هم بهمراه تو بميريم.»
كيفيت دريافت و سرعت انتقال اخبار
گرچه متن دو نامه، دليل بر وجود مأموريت نسبت به عقيل و داشتن وظيفۀ زير نظر داشتن فعاليت مخالفان امير مؤمنان - ع - مىباشد، ولى كيفيت دريافت و سرعت انتقال اين دو خبر مهم، دو قرينه و شاهد ديگرى است كه موضوع مورد بحث را بيشتر تأييد مىكند.
1 - سرعت انتقال: نامۀ اوّل كه در آن خبر اجتماع عايشه و هوادارانش و حركتشان به سوى بصره منعكس گرديده، زمانى به دست امير مؤمنان - ع - رسيده است كه آن حضرت در بين راه و در حال حركت بوده است.
2 - كيفيت دريافت: عقيل خبر هر دو حادثه را در سفرى كه به مكه داشته، به دست آورده و به امير مؤمنان - ع - منتقل نموده است و اين دو موضوع را نمىتوان تصادفى و كارى بدون مقدمه و پيشبينى شده تلقّى كرد، بلكه اين سرعت انتقال و اين دريافت و به دست آورن اخبار حوادث، مسألهاى بوده حساب شده و با تمهيد مقدمه و به صورت اجراى وظيفهاى كه به عهدۀ عقيل محوّل شده بود.
و به عقيدۀ ما به همين دليل بود كه وقتى عقيل از امير مؤمنان - ع - درخواست مىكند كه به وى اجازه بدهد تا به سوى كوفه حركت كند آن حضرت اجازۀ خروج از مدينه را به او نمىدهد و چنين مىنويسد:
«وامّا ما عرضت به عَلَىَّ مِنْ مسيرك الىّ ببنيك وبنى أخيك فلا حاجة لي في ذلك فأقم راشداً. . .»
«و اما در مورد پيشنهاد تو كه مىخواهى به همراه فرزندانت