73معاويه: ابوموسى اشعرى است.
عقيل: فرزند همان زن دزدپيشه!
معاويه وقتى ديد عقيل ياران او را سخت رنجيدهخاطر ساخت، براى دلجويى از آنان و تغيير در جوّ مجلس گفت:
عقيل! دربارۀ من چه مىگويى؟ !
عقيل: از اين مرحله درگذر!
معاويه: بايد چيزى بگويى!
عقيل: حمامه را مىشناسى؟
معاويه: حمامه كيست؟
عقيل: آنچه بايد بگويم گفتم آنگاه مجلس را ترك گفت. معاويه نسبشناسى احضار كرد و از وى دربارۀ حمامه پرسيد او پس از گرفتن امان از معاويه گفت:
حمامه هفتين مادربزرگ ابوسفيان است كه در جاهليت از زنان بدكارۀ معروف و داراى پرچم بود، كه اين گروه از زنان طبق رسم آن روز، بر بالاى خانۀ خويش نصب مىكردند.»
بطورىكه ملاحظه مىفرماييد، اين مطالب و مشابه آنها با مسائل مادّى تناقض صريح دارد، زيرا انتقاد و نكوهش علنى از معاويه در مقرّ حكومت و در ميان پيروان بىاطلاع او و تعريف و تمجيد از امير مؤمنان - ع - در چنين محيطى، و علنى ساختن زشتترين و حساسترين اوصاف نياكان معاويه و يارانش در مجلس رسمى او، نه تنها با انتظار و توقع مادّى سازگار نيست بلكه امكان مواجه شدن با هر نوع عكسالعمل منفى و مجازات شديد از سوى معاويه و ياران او را به همراه دارد.
عقيل و قبول هديه از معاويه
در تكميل بحث از اصل سفر عقيل به شام، مناسب است اين بحث و يا سؤال نيز مطرح شود كه به هر حال از مجموع مطالبى كه در منابع تاريخى دربارۀ سفر عقيل به شام و ملاقات وى با معاويه نقل شده به اين مطلب نيز اشاره شده است كه در اين سفر معاويه مبلغ يكصد هزار درهم در اختيار عقيل قرار داده و واو هم آن مبلغ را پذيرفته و به مدينه بازگشته است. آيا اين عمل؛ اعم از اين كه از اول مقصود عقيل بوده يا نه، از نظر اخلاقى صحيح است و آيا براى عقيل برادر امير مؤمنان و يكى از افراد سالخوردۀ بنىهاشم برازنده و سزاوار است كه از فردى مانند معاويه وجهى به عنوان «صله» و «جايزه» بپذيرد؟ !
در پاسخ اين پرسش مىگوييم كه نه تنها عقيل بلكه ساير اعضاى خاندان پيامبر - ص - و بنىهاشم وحتى ائمۀهدى - عليهم السلام - در طول تاريخ آنچه را كه سلاطين