178آنان را تهديد به قتل مىكنند. به همراه بعضى از رفقا از باب ابراهيم خارج شده، رو به طرف صفا مقابل شرطىخانه رفتيم. هنگامۀ غريبى است! مىگويند: طالب پسر حسين يزدى ايرانى را كه مسجد را نجس كرده، گردن زدند و اينك شرطىها دارند خاك بر خونِ او مىريزند! و ما چيزى كه به چشم ديديم همين خاك ريختن شرطىها بود و بس.
پس از نماز مغرب و عشا در بازار صفا چند نفر را ديدم كه جنازهاى را به دوش كشيده مىبرند؛ يكى از رفقا جزء مشيّعين است. از وى پرسيدم: جنازۀ كيست؟ آهسته گفت: جنازۀ جوانى است كه امروز بىتقصير گردنش را زدند. خرده خرده خوف و وحشت در ايرانىها پيدا شد و به آنها گفته مىشد: به تنهايى جايى نرويد. در وقت نماز عامه، در مسجد نباشيد. هنگام نماز و طواف، احتياط را از دست ندهيد. چون بعضى از عوام ايرانى بسا بود مُهر مىگذاردند و البته اين كار مورث فتنه بود و بالجمله دو روزى اين همهمه و اضطراب بود، آنگاه از طرف حكومت سعودى جلوگيرى شد و ريشۀ اين فتنه، مصرىها بودند. ولى آنچه در جريدۀ «امالقرىٰ» كه نشريۀ رسمى مكه است و هفتهاى يك مرتبه منتشر مىشود، چنين نوشته بود:
«امالقرى، 990 الجمعه 20 ذىالحجة 1362، ص3، بلاغ رسمى، رقم 82، جريمة منكرة - القت الشرطة القبض فى بيتاللّٰه الحرام فى يوم 12 ذىالحجة 1362 على المدعوّ عبده طالب بن حسين الايرانى من المنتسبين الى الشيعة فى ايران وهو متلبس بأقذر الجرائم وأقبحها وهى حمل القاذورات (العذرة) وهو يلقيها فى المطاف حول الكعبة المشرفة بقصد ايذاء الطائفين واهانة هذا المكان المقدس وبعد اجراء التحقيق بشأنه وثبوت هذا الجرم القبيح منه فقد صدر الحكم الشرعى بقتله وقد نفذ حكم القتل فيه فى يوم السبت، 14 ذىالحجه 1362 ولذا حرر)»
ليكن آنچه را پس از تحقيق بدست آورديم و از اشخاص موثق شنيديم اين بود كه اين شخص؛ يعنى طالب بن حسين از اهالى توابع يزد بوده و براى حج مشرف شده و ابداً در مقام تلويث مسجد و اذيّت طائفين نبوده بلكه فىالجمله امتلاء معده داشته و در روز 12 كه از منا مراجعت كرده بعد از ظهر وارد مسجدالحرام شد، براى طواف حج، در بين طواف نظر به گرمى هوا و امتلاى مزاج، حالتِ استفراغى به او دست داده، به ملاحظۀ اين كه مبادا قى عارض شود و روى زمين مسجد بريزد گوشۀ جامۀ احرام خود را مقابل دهن گرفته و در آن قى كرده و اطراف آن را گرفته كه ببرد خارج مسجد بريزد، قدرى از آن از گوشۀ جامه روى سنگهاى مطاف ريخته، شرطى به گمان آن كه اينها قاذورات است او را گرفته و چند نفر مصرى به