163شده عصر به مينومى رسيديم.
«مينومى» از دهكدههاى اطراف آبادان است. دهدار آن را شيخ ناصر مىنامند. ساعت سه از شب آمد كه آقايان اگر خواسته باشيد حركت كنيد مركب حاضر است. جهاز بخار كرايه هر نفرى تا كويت شصت تومان و جهاز بادى بيست تومان، هركدام بخواهيد. رفقا گفتند: با جهاز بخارى مىرويم.
سلخ شوال: از مينومى به سوى كويت حركت كرديم، الآن كه عصر است، هوا بسيار لطيف، جريان باد موافق، سير جهاز سريع، نخلستانهاى طرفين شط با صفا، رفت و آمد كشتىهاى كمپانى و ديگر جهازها و بلمها و موج آب بسيار جالب توجه است. عجالةً بدمان نيست.
بالجمله دوازده روز در كويت توقف نموديم تا وسايل حركت فراهم شد.
14 ذيقعده؛ وارد گمرك جريه شديم. اينجا اول خاك سعودى است. مسافران و ماشين و بارهاى آنها را تفتيش كردند. كمكم ظهر شد در گوشۀ گمرك برجى مشاهده مىشود و قبضههاى تفنگ آنجا گزارده. اول ظهر شرطى مشغول اذان شد، درب گمرك را به سرعت بستند و اجزاء گمرك و شرطىها هرچه بودند به مسجدى كه در سمت غربى گمرك بود درآمدند و نماز جماعت برپا شد. ماشينها و مسافران معطل ايستادند تا اجزاى گمرك از نماز جماعت فارغ شدند آنگاه درب گمرك باز شد و اجازۀ خروج دادند.
17 ذيقعده؛ از جريه حركت كرده شب را در «ارتواضيه» منزل نموديم. در اينجا تانك و لولهها و نقشههاى ساختمان ديده مىشود گويند معدن نفت ظهران در نزديكى «ارتواضيه» واقع است اين نقشهها براى تأسيس ادارۀ نفت است. واللّٰه اعلم.
19 ذيقعده؛ از ارتواضيه حركت نموده به رمل برخورديم. بحمداللّٰه به سلامتى از رمل گذشته به «مراح» يا «رواح» برخورديم. اينجا بعضى از ادارات دولتى ديده مىشود. چند چاه بسيار عميق كه عمق هر كدام پنجاه ذرع يا زيادتر است و دلوهاى بزرگ و طنابهاى محكم و عمال مخصوص از طرف حكومت سعودى معين شده كه هنگام عبور حاج آنها را سقايت كنند. از آنجا گذشته شب را در «رياض» گذرانديم.
20 ذيقعده؛ نزديك غروب بود كه از طرف شرطىخانه امر شد حجاج حركت كنند.
فردايش در محلّى به نام مراد منزل نموديم. اهالى مراد مثل ساير بلاد جزيرةالعرب همه فقير