162الرحلة الحجازيه
سيد فضل الله حجازى/سيدعلىرضاحجازى
23 شوال 1362 ه. ق. (1322 ه. ش.) : از شهرضا به وسيلۀ ماشين ميرزا حبيباللّٰه دانش حركت كرديم. 1تعداد حاجيان امسال زياد است؛ مثلاً از شهرضا و توابعش متجاوز از صد نفر عازم هستند. رفقاى ما كه باهم شريك در مخارج هستيم؛ آقا ميرزا نصراللّٰه، آسيد مهدى گلزار و مشهدى اسداللّٰه خجستهاند. اما جمعيت در ماشين هم زياد است و جا تنگ.
بعضى غُرغُر و بعضى براى خوشامد شوفر اظهار خشنودى مىكنند. بعضى مىخوانند و بعضى امر به صلوات مىكنند. كرايۀ هر نفرى يكصد و چهل تومان است از شهرضا تا آبادان ولى عاقبت از دويست هم تجاوز كرد. در اطراف مسافرت به سمت حجاز، حرفهاى مختلف شنيده مىشود؛ «برمىگردانند هرچند از كويت باشد» ، «نمىگذارند كسى برود به حجاز» ، «حبس مىكنند» و. . .
28 شوال: از بروجرد حركت كرده، از راه خرمآباد و صالحآباد وارد اهواز شديم. شب را اهواز مانده علىالصباح حركت نموديم به سمت آبادان.
قريب به ظهر وارد آبادان شده در گاراج بعضى گفتند: آقايان مسافر! چون شما عازم مكه هستيد صلاح در آن است كه پياده نشويد و با همين ماشين برويد «مينومى» پياده شويد كه برخورد به محذور نكنيد. در بينِ رفقا اختلاف شد، عاقبت همه رأى دادند به رفتن. سوار