161مصر است. شايد اين دو كتاب را بخرم، ان شاء اللّٰه.
در روز 28 ماه رمضان، از حرم خارج شده بودم كه كتابفروشى ديگرى نظرم را به خود جلب كرد، تفسير كبير فخر رازى را - در شش جلد بزرگ - در آنجا ديدم، چاپ مصر بود، از قيمتش پرسيدم، گفت: پنجاه و دو ريال!
كتاب تنبيه الغافلين، از تأليفات فقيه ابوليث سمرقندى، را نيز در آن كتابفروشى ديدم.
كلمهاى از اين كتاب را، كه تبعيد اباذر به ربذه توسط عثمان بن عفان را روايت كرده است، اقتباس نمودم، چون نسخهاى كه نزد من بود غلط داشت.
بعد از ظهر همين روز سرى به كتابخانه حرم زدم. كتاب عجالةالراكب را، كه دربارۀ طبقات علماى مذهب مالكى نگاشته شده، خواستم. شرح حال تقىالدين صاحب كتاب طبقات الشافعية، كه بشدت مشتاق يافتنش بودم، و ترجمۀ سمهودى و ثعلبى و ابن عربى شارح سنن ترمذى و. . . را اقتباس نمودم.
ملاقات با دو زائر ايرانى
29 رمضان المبارك روز جمعه است، اين روز را اهل مكه روز عيد فطر گرفتند. بعضى از اهل سنت از ما مىپرسيدند: امروز روزه هستيد يا نه؟ و ما بر حسب مقتضاى حال به آنان پاسخ مىداديم!
در اين روز دو زائر ايرانى به ملاقات ما آمدند:
1 - ملا حسين اصفهانى، وى مردى است با اخلاق نيكو، نور ايمان از سيمايش مىدرخشيد. با ايشان پيرامون مسائلى چند گفتگو نمودم. پاسخهاى نيك و جالبى كه دلالت بر فضل و خوش فهمى وى در امور دين و دنيا داشت، از او دريافتم (ص197) .
2 - ملا محمد باقر شوشترى، وى از طلاب ايرانى است و در حوزه درس شيخ مرتضى انصارى - طاب ثراه - شركت مىكرده است. نامبرده سال گذشته (1281 ه. ق.) با پاى پياده به حج مشرف شدهاست، ليكن بهخاطرتنگدستى نتوانستهاست بهوطنش مراجعتكند (ص198) .
سوم شوال دوستم ميرزا محمد هادى، كتابى در تاريخ اَشراف مكه بنام «تنضيد العقود السنيّة بتهديد الدّولة الحَسَنية» برايم آورد، مطالبى از اين كتاب را انتخاب كردم، كتاب خوبى