160احرام و تلبيه را بار ديگر تكرار كرديم؛ در حديبيه مسجدى ساختهاند بنام مسجد شُميسى. در آنجا دو علامت نصب شده كه آغاز حدود حرم در اين ناحيه را مىنماياند (ص192) .
در راه اتراق نكرديم و تمامى شب را، بدون استراحت، طىّ مسير نموديم تا به مكه رسيديم.
ورود به مكۀ مكرّمه
به تاريخ 22 ماه رمضان سال 1282 ه. ق. به مكه رسيديم. . . اعمال عمرۀ مفرده را در شب يكشنبه بيست و چهارم رمضان المبارك انجام داديم؛ برادرم طواف اوّل را پياده انجام داد، ليكن بخاطر مريضى، طواف آخر (طواف نساء) را بوسيلۀ شبرى 1بجا آورد.
صاحب مكانى كه در مكه براى اقامت كرايه كرديم، 22 ريال از ما گرفت. از اين زياده خواهى و گرانى تعجب كرديم! 2شكايت از مطوّفين
جاى بسى تأسف و نگرانى است كه مطوّفين هيچگونه تلاش و كوششى در جهت آشنا نمودن حجاج به اعمال و مشاعر ندارند و نسبت به امور زائران كم التفات مىباشند، لذا بايد از اعتماد نمودن به مطوفين خوددارى شود؛ گر چه در آغاز اعمال، زائر ناچار است در دام آنان گرفتار باشد! (ص194) .
بعضى از دعاهاى ماه رمضان را، كه در كتاب زادالمعاد ذكر شده، در صبح روز 25 ماه رمضان قرائت كردم، حال گريه و تضرع در وجودم پيدا شد كه انتظارش را نداشتم؛ دانستم اين توفيق از بركت زيارت كعبۀ مشرفّه است. اميدوارم خداى بزرگ دربهاى سعادت و نيكى را به رويم بگشايد و تقرّب، خشوع، خضوع و تضرّع در پيشگاهش را بنماياند (ص194) .
صبح هنگام به حرم مشرف شدم، طواف مستحبى انجام دادم و دعاهاى طواف را از حفظ خواندم (ص196) .
نزديك باب السلام، گذرم به كتابفروشى افتاد، شرح موطّأ زرقانى و كتاب سراج المنير را، كه شرحى است بر كتاب جامع الصغير، در آنجا ديدم. اين كتابها بيشتر از انتشارات كشور