158مايحتاج سفر را با قايقى منتقل كرديم. براى خود و برادرم (سيد اعجاز حسين) - دام ظله - در قسمت درجه سه كشتى جايى را انتخاب نموده، آن را فرش كرديم. كرايۀ هر نفر از بمبئى تا بندر جدّه يكصد روپيه شد. 1كشتى تا حدّى بزرگ و از لحاظ كيفيت، درجهبندى شده است؛ درجه چهار، كه عرشه مىباشد، پايينترين درجۀ آن، از لحاظ كيفيت و قيمت است. جمعيت بسيارى اين درجه را گزيده و كرايۀ كمترى (هشتاد روپيه) دادهاند.
صبحگاه روز پنجم ماه مبارك رمضان، به بندر عدن رسيديم، كشتى نزديك شط لنگر انداخت؛ عدن ساحلى بسيار زيبا و با صفايى دارد. همراه بعضى از همسفران با قايق به ساحل آمديم و پياده به سوى شهر حركت كرديم. شهر عدن از ساحل فاصلۀ زيادى دارد و هوايش گرم است.
به منظور فرستادن نامه به هندوستان، سرى به ادارۀ پست عدن زدم، پس از ارسال نامه، جهت ملاقات با سيد علوى بن عيد روس، از مشاهير عرفاى مذهب شافعيه، به خانهاش رفتم گفتند: بعد از ظهر وقت ملاقات دارد. چون انتظار كشيدن تا عصر برايم سخت بود و همسفران منتظرم بودند از ديدار وى منصرف شدم. از مردى كه در خانۀ سيد بود، آب آشاميدنى طلبيدم، تبسّمى كرد و من دليلش را نفهميدم، بعد متوجه شدم كه ماه رمضان است و در مذهب آنان مسافر هم بايد روزه بگيرد!
به كشتى بازگشتم؛ فرداى آن روز، فردى به نام سيد على از سوى سيد علوى به سراغم آمد و از انجام نشدن ملاقات پوزش خواست. او مىگفت: سيد علوى ماهانه 1200 روپيه از حاكمان فرنگ حقوق مىگيرد تا مردم آن سامان را به اطاعت از آنان بخواند و از اغتشاش و مخالفت بر ضد فرنگيان بازشان دارد! (ص173)
شب هنگام جلسۀ اُنسى در كشتى تشكيل شد، بعضى از همسفران روضه خواندند و ما گريه كرديم.
روز يكشنبه دهم رمضان كشتى به بندر حديده رسيد، استخاره كردم به حديده روم شايد كتابى براى خريد پيدا كنم، استخاره بد آمد. فردى بنام ميرزا وزير على را جهت خريد كتاب فرستادم. او كتاب «العِبر» ذهبى را برايم خريد.
شب دوازدهم ماه رمضان، آنگاه كه كشتى بندر را ترك كرد، ناگهان امواجى عظيم و پر