110در كنار برخى بناهاى با عظمت كه انسانها آنها را برافراشتهاند، حيرت زده و مبهوت ايستادهام زيرا آنچنان عظمت داشتهاند كه زمين و زمان را تحقير مىكردند! در برابر ايستگاههاى تحقيقاتى متعددى با شگفت و تحسين ايستادهام كه علم آنها را بر پا مىداشته تا اسرار جهان را در برابر حس انسان واضحتر و روشنتر سازد، اما هيچ روزى احساسى همچون احساسى كه از مشاهدۀ حرا به من دست داد، در خود نيافتهام. هر بار در برابر كوه حرا مىايستادم، از تماشاى اين پرورشگاه روح، حالتى به من دست مىداد كه هرگز نظير آن را از تماشاى هيچ منظرهاى در زندگى، چه منظرۀ عظمت و جلال طبيعت، و چه منظرۀ هنر و ظرافت ذوق انسانى، احساس نكردهام با آن كه سادگى آن را مىدانستم و مطمئن بودم كه هر كس بر قلّۀ آن صعود كند، در آنجا جز آنچه بر بالاى ساير كوهها است نمىبيند!
سخت احساس علاقه مىكردم كه از اين كوه بالا روم و در همان جا كه روزى محمد - ص - ايستاده بود بايستم و آنچه از مظاهر خلقت، روزى او تماشا مىكرد، تماشا كنم و غارى را كه او شبها در آن بسر مىبرد و در آنجا فرشتۀ وحى بر او نازل شد ببينم. موضوع